تقیه در کتاب ، سنت و فتاوای اهل سنت

یکی از اعتراضات اهل سنت بر شیعه آن است که شیعیان تقیه می کنند. اهل سنت تقیه را نوعی نفاق دانسته و آن را مذموم می شمارند به همین دلیل همواره شیعه را بخاطر آن مورد اعتراض قرار می دهند.
یکی از مجاهدان شیعی که از زندان گوانتانامو آزاد شده بود ، صحبت می کرد : وهابیان و اهل سنت در آنجا شیعیان را بخاطر تقیه ملامت و سرزنش می کردند ؛ می گفتند : شما شیعیان منافق هستید. من به آن ها می گفتم : شما هرچه در دل دارید و هرچه را می دانید ، به آمریکائی ها می گویید ؟ می گفتند : نه . می گفتیم : تقیه یعنی همین. ما نیز برای حفظ جان خود یا برای حفظ مذهب خود ، بعضی از چیز ها را بروز نمی دهیم. اگر ما به این خاطر منافق هستیم پس شما نیز منافقید .
گفتنی است : این مجاهد در زمان اشغال شوروی با مولوی منصور علیه شوروی ها می جنگیده است . بعد ها چون مولوی منصور به طالبان پیوست ، آمریکائی ها او را نیز بجرم " طالب" دستگیر می کند با اینکه وی از مخالفان طالبان بوده است.
اینک می خواهم در باره تقیه در مذهب شیعه و مشروعیت یا عدم مشروعیت آن در اسلام مطالبی را مطرح کنم.
تقیه در لغت
کلمه تقیه از لحاظ ساختار صرفی ، اسم مصدر است و فعل آن یا تقِی یتْقی از ثلاثی مجرد یا إتقی یتّقی ثلاثی مزید است. اهل لغت تقیه را از ماده وقی یقی بمعنای "حفظ و صیانت از آزار و اذیت" دانسته اند. ابن منظور در لسان العرب می گوید: " وقاه الله وقایَة و واقیة ، ای صانه " . [1]
تقیه در اصطلاح
بعضی گفته اند : تقیه در اصطلاح انجام دادن کاری است که از روی عقیده قلبی نباشد و در دل غیراز آن باشد . [2]
بعضی دیگر گفته اند یا بخاطر مصلحت چیزی را بزبان آورد که در دل غیر آن باشد.[3]
بعضی دیگر گفته اند : تقیه بمعنای پرهیز کردن و خود داری کردن و در شرع بمعنای خودداری از اظهار مذهب خویش است در مواردی که ضرر مالی یا جانی یاعِرضی متوجه شخصی باشد.[4]
بعضی گفته اند : تقیه ، مدارا و رازپوشی است و همچنین پنهان کردن مذهب خود یا احتیاط در مقابل کسی که مذهب دیگری دارد.[5]
بعضی دیگر گفته اند : تقیه یعنی پرهیز گروهی از گروه دیگر و اظهار صلح و سازش با ایشان در حالیکه در باطن خلاف آن است.[6]
تقیه در قرآن
در قرآن آیاتی است که تقیه را جایز و مشروع می داند :
1) " لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذالک فلیس من الله فی شیئ الا ان تتقوا منهم تقاةً و یحذّرکم الله نفسه و الی الله المصیر (آل عمران / 28) ؛
مسلمانان نباید کفار را در برابر مسلمانها یار و سرپرست خود قرار دهند و هرکس چنین کاری کند هیچگونه ارتباطی با خداوند ندارد ، مگر اینکه از آن ها بترسید و تقیه کنید و خداوند شما را از مجازات خودش برحذر می دارد و بازگشت همه بسوی او است.
2) من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان (نحل /106) ؛ هرکس بعد از ایمانش به خدا کافر شود ، گرفتار غضبی از جانب خدا و عذاب عظیمی خواهد شد مگر کسی او را مجبور به اظهار کفر کند در حالیکه دلش آرام به ایمان است.
3) و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا أن یقول ربی الله و قد جائکم بالبینات من ربکم (غافر/28)
مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می داشت ، گفت : آیا می خواهید کسی را به قتل برسانید به خاطر اینکه می گوید : پروردگار من الله است در حالیکه از جانب خداوند براهین و نشانه هایی آورده است؟
همانگونه که ملاحظه می شود این آیات تقیه را جایز می داند.
شأن نزول آیه دوم " من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم " را مفسران در مورد عمار یاسر دانسته اند. وقتی عمار یاسر رد مقابل شکنجه ها تاب مقاومت نیاورد و اظهار کفر کرد و این در حالی بود که پدر و مادرش یاسر و سمیه زیر شکنجه های مشرکان به شهادت رسیده بودند ، مشرکان او را آزاد ساخت. عمار نگران و سراسیمه خدمت رسول خدا(ص) رسید که من زیر شکنجه چنین کلماتی بر زبان رانده و اظهار کفر نموده ام. این آیه نازل شد که هرکس بعد از ایمان به خدا و رسولش کافر شود گرفتار عقوبت سختی خواهد شد مگر آنکه مجبور شود و قلبش به ایمان مطمئن باشد.
تقیه در روایات
قتاده یکی از علمای اهل سنت در مورد آیه 106 سوره نحل می گوید : " این آیه در مورد عمار بن یاسر نقل شده که بنی مغیره او را گرفته در چاهی بنام " بئر میمون" انداخته و به او می گفتند : به محمد کافر شو. عمار هم از آن ها به ظاهر تبعیت کرد در حالیکه قلبش به ایمان مطمئن بود. خداوند این آیه را نازل کرد.[7]
فخر رازی در تفسیر خود نقل کرده که وقتی عمار بن یاسر زیر شکنجه اظهار کفر کرد ، شخصی به پیامبر(ص) خبر داد که عمار کافر شده است. حضرت فرمود : " کلا ، ان عماراا ملیئ ایمانا من فرقه الی قدمه و اختلط الایمان بلحمه و دمه . فأتی عمار رسول الله (ص) و هو یبکی فجعل رسول الله (ص) یمسح عینیه و یقول : مالک ؟ ان عادوا لک فعد لهم بماقلت"[8]
هرگز ! عمار از فرق سر تا نوک پا پر ایمان است و ایمان با گوشت و خون او آمیخته شده است. در این هنگام عمار که گریان بود سر رسید. حضرت پیامبر(ص) او را نوازش می کرد و می فرمود : چه شده ؟ اگر آنها دو باره تورا مجبور به این کار کردند تو هم همین کار(اظهار کفر) را تکرار کن.
تقیه در فتاوای اهل سنت
فرغانی یکی از فقهای حنفی در کتاب " فتاوی قاضیخان" که در حاشیه کتاب " الفتاوی الهندیه " چاپ شده از قول قاضیخان می گوید :
" اذا اکره الرجل بقتل او اتلاف عضو من اعضائه علی ان یقتل رجلا مسلما فقتله ، فهل یصح مثل هذا الاکراه ؟ و هل یحکم علی القاتل بالقصاص او لا ؟
قال ابوحنیفه و محمد : یصح الاکراه و یجب القصاص علی المکره دون المأمور .
سئوال : اگر مردی به قتل یا اتلاف عضوی از اعضای یک انسان مجبور شود و او مردی مسلمانی را به قتل برساند ، آیا این اکراه صحیح است؟ آیا قاتل محکوم به قصاص می شود ؟
ابو حنیفه و محمد می گوید : اکراه صحیح است و قصاص بر اکراه کننده واجب می شود نه قاتل که مأمور بوده است.
جصاص حنفی متوفای 370 هجری گفته : و علیه فالتقیه واجبه فیما اباحه الاکراه عنده ، و قد جوزها فی شرب الخمر و اکل المیته و قذف المحصنات "
بنا بر این تقیه در مواردی که اکراه آن ها را مباح کرده ، واجب است و تقیه را در شرب خمر ، خوردن گوشت مردار و قذف زنان محصن جایز دانسته اند .
[1] - تحقیق و ترجمه رساله تقیه : روح الله خمینی ، تحقیق : زهرا فهرستی ، ص13
[2] - فرهنگ نفیسی ؛ علی اکبر نفیسی به نقل از کتاب رساله تقیه ص 13
[3] - همان .
[4] - فرهنگ معین.
[5] - فرهنگ دهخدا ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، ص858
[6] - لسان العرب ، بیروت : دار احیاء التراث العربی ،ج15، ص379
[7] - جامع البیان : طبری ، ج14، ص122
[8] - التفسیر الکبیر : فخر رازی ، ج20 ، ص121 به نقل از کتاب واقع التقیه عند المذاهب والفرق الاسلامیه من غیر الشیعه الامامیه ، تالیف ثامر هاشم حبیب العمیدی ، ص40
تبلیغات .jpg)
