تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - آیا توسل شرک است ؟

آیا توسل شرک است؟

وهابیان توسل به پیامبران و اولیای الهی را شرک می دانند و هرکسی را که به پیامبر(ص) و یکی از اولیایش توسل بجوید و پیامبر (ص) یا یکی از اولیای او را شفیع خود قرار دهد تا خداوند گناه او را ببخشد یا حاجتی را برای او برآورده سازد، مشرک می دانند.

البته ما برای وهابیان استدلال نمی کنیم چرا که آن ها جز سخن پیامبر خود (محمد بن عبد الوهاب) و پیامبران پیشین خود (ابن تیمیه و ...) را قبول ندارند حتی اگر آیات خداوند و احادیث صحیح از حضرت پیامبر محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله) را برای شان اقامه کنی.

سخن ما با بعضی از اهل سنت است که متأسفانه تحت تأثیر تبلیغات وهابیان قرار گرفته و اندک اندک به راهی می روند که سرانجام آن جز تکفیر مسلمانان کنونی و مسلمانان صدر اسلام تا کنون نیست. امروز بسیاری از اهل سنت سخنانی را قبول دارند که در گذشته علمای بزرگ شان آن را بدعت و ضلالت می دانستند. زمانی که ابن تیمیه عقاید خود را ابراز داشت مبنی بر شرک توسل کنندگان به اولیای الهی و ... علمای اهل سنت او را تکذیب و تفسیق کردند و چهار قاضی از چهار مذهب اهل سنت او را بجرم عقاید ضاله و مضله اش محکوم به تبعید و حبس در قلعه ای در دمشق کردند و چند تن از علمای اهل سنت در رد عقاید او کتاب نوشتند اما امروز ابن تیمیه بعنوان بزرگترین عالم در میان اهل سنت دارد مطرح می شود.

نظیر همین سرنوشت را محمد بن عبدالوهاب داشت. او را نیز فقهای اهل سنت در مدینه تکفیر کردند و بخاطر جنایاتی که در حق مسلمانان انجام داده بود , مستحق قتل دانستند و حتی پدر و برادرش که از علمای اهل سنت بودند , علیه او برخواستند و عقاید محمد بن عبدالوهاب را تخطئه کردند اما امروز او نیز بعنوان یک عالم سنی مذهب در میان اهل سنت مطرح می شود. این ها همه در اثر تبلیغات وهابیان است که از پول نفط تغذیه می شوند و برای ترویج عقاید گمراه گر خود میلیاردها دلار خرج می کنند و علما را با پول نفط می خرند تا حقایق را کتمان و در مقابل به عقاید محمد بن عبدالوهاب سخن بگویند.

اینک برای اینکه معلوم شود تا چه حد عقاید وهابیت بی اساس است دو حدیث صحیح را در اینجا از کتب اهل سنت نقل می کنم :

1.                       ترمذی از عثمان بن حنیف نقل کرده است مردی که به بینائی او آسیب وارد شده بود , نزد پیامبر(ص) آمد و گفت : دعاکن و از خدا بخواه مرا عافیت دهد. حضرت به او فرمود : اگر می خواهی برایت دعا می کنم ولی اگر صبر کنی برایت بهتر است. آن مرد گفت : دعا کن و از خدا بخواه مرا عافیت دهد. حضرت پیامبر(ص) به او دستور داد وضوی خوبی بگیرد و خدا را با این دعا بخواند : " اللهم انی اسألک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمه . یا محمد انی توجهت بک الی ربی فی حاجتی هذه لتقضی لی. الهم فشفعه فی "  ترمذی میگوید : این حدیث خوب و صحیح است.[1] ابن ماجه از ابواسحاق نقل  کرده که وی گفته این حدیث صحیح است.[2] احمد بن حنبل در مسندش این حدیث را به دو سند نقل کرده است.[3]

حاکم در مستدرک گفته است : این حدیث صحیح و مورد تأیید بخاری و مسلم است ولی آن ها آن را نقل نکرده اند.[4] طبرانی هم درکتاب الدعاء و معجم کبیر و معجم صغیرش این حدیث را نقل کرده است.[5]

نسائی وقتی این حدیث را نقل کرده اضافه کرده که حضرت پیامبر(ص) فرمود : وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و سپس بگو " الهم انی اسألک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمه . [6]

معمولا وقتی ما این نوع احادیث را نقل می کنیم , وهابیان می گویند : این در زمان حیات پیامبر (ص) بوده یا وقتی توسل خلیفه دوم , عمر را به آن ها یا د آور می شویم می گویند : توسل در زمان حیات اشکال ندارد اما در زمان ممات است که شرک است!

آدم عاقل از این حرف وهابیان شاخ در می آورد. چون اگر یک کاری شرک باشد , آن کار شرک است چه در زمان حیات باشد یا در زمان ممات و اگر نباشد حیات و ممات آن کار را شرک نمی  کند. این مثل این است که بگوییم عبادت و نماز برای پیامبر در زمان حیاتش اشکال ندارد بعد از مرگش است که شرک می شود؟! مگر حیات و مرگ شرک و توحید را عوض می کند ؟

2.                       دارمی در کتاب سنن خود بابی را تحت عنوان " باب ما اکرم الله نبیه بعد موته " باز کرده و از اوس بن عبد الله نقل کرده سالی در مدینه قحطی شدیدی واقع شد. مردم نزد عایشه رفته از وضع موجود شکوه کردند. عایشه گفت : " انظروا قبر النبی (ص) فاجعلوا منه کوی الی السماء حتی لا یکون بینه و بین السماء سقف" به قبر پیامبر(ص) توجه کنید و روزنه ای بسوی آسمان قرار دهید  بگونه ای که  مانع بین قبر و آسمان نباشد.  عبد الله می گوید : مردم همین کار را انجام دادند , بقدری باران بارید که از زمین گیاه رویید و شتران بیش از حد فربه شدند.[7]



[1] . سنن ترمذی , ج5, ص229

[2] . سنن ابن ماجه , ج1, ص441

[3] . مسند احمد , ج4, ص138

[4] . مستدرک حاکم , ج1, ص313

[5] . کتاب الدعاء , ص320 و المعجم الکبیر , ج9, ص31 و المعجم الصغیر ج1, ص183

[6] . السنن الکبری , ج6, ص168

[7] . سنن دارمی , ج1, ص43

 

 

 




طبقه بندی: عمومی، 

تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1387 | 12:09 ب.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.