تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - فدک در تاریخ 2

ج)3- واگذاری فدک به فاطمه(س)

طبرسی می گوید :‌ هنگامی که  رسول الله  (ص) از امر خیبر فراغت  یافت ، پرچمی  به قصد اعزام سپاهی به سوی فدک بیافراشت. آنگاه روی  به  اصحابش کرد و فرمود :‌ چه کسی از شما  حق این پرچم را ادا می کند ؟ زبیر و سعد بن ابی وقاص و علی (ع) به ترتیب بلند شدند و اعلام آمادگی کردند اما حضرت ازدادن پرچم  بدست زبیر و سعد خودداری کرد و  آن را به حضرت علی(ع) سپرد  و فرمود : پرچم را بگیر. حضرت علی(ع) به فدک رفت و با اهل فدک برحفظ جان شان مصالحه کرد. از این جهت فدک ملک خالص رسول خدا(ص) بود. جبرئیل نازل شد و گفت :‌  خداوند به  تو دستور می دهد که حق "ذالقربی"   را بدهی .  حضرت از جبرئیل پرسید :‌ خویشاوند نزدیک   من

کیست و حق آن چیست ؟ جبرئیل جواب داد :‌ خویشاوند تو فاطمه است و  باید باغ های فدک را به او بسپاری . آنگاه رسول خدا(ص) فاطمه را خواست و فدک را به  او  واگذار کرد  و برای او  نامه و سندی نوشت که بعد از  رحلت  پدرش نزد ابوبکر آورد و گفت :‌ این نامه  رسول خدا(ص) برای من  و پسرانم است.[1]

سیوطی نیز از ابوسعید خدری نقل می کند  هنگامی که آیه « و آت ذالقربی حقه » نازل شد  رسول خدا(ص)  فاطمه  را  خواست و  فدک   را  به  او  واگذار   کرد .[2] و مانند همین  حدیث  را از   ابن  عباس  روایت می کند  .[3]

 

4-     فدک بعد از  عصر پیامبر

الف) 4-  فدک در  عصر ابوبکر

پس از آن که  رسول  خدا (ص)  دنیا را ترک  گفت ، انتظار آن  بود  که   امت  او  به  پاس  خدمات  بی حد و  حصر  آن  حضرت  نسبت  به  امتش که  آن  روز  عمدتا  اعراب  را شامل می  شد، قدرت را  به  دودمان  آن حضرت  بسپارند  بویژه که در قر آن  مزد  رسالت  آن حضرت  محبت به خویشاوندان وی اعلام شده بود و  واگذاری حکومت به اهل بیت  برفرض که  حضرت خود جانشینی از میان خاندانش برنگزیده باشد ، یک راه برای  ابراز     محبت  نسبت   به  خاندان  رسالت بود . اما متاسفانه چنین  نشد و قدرت  را  کسانی  در دست گرفتند  که  با  حضرت  نسبت  دوری  داشتند و  اهل بیت او  هر  روز  بیش از پیش منزوی  می  شدند.  حرمت  آنان  نگه داشته نشد  و  حق شان  از ایشان  دریغ شد.

هنگامی که  ابوبکر  زمام  حکومت را بدست گرفت ، فدک  را مصادره کرد و کار گزاران  فاطمه (س)  را از آن   بیرون راند . حضرت  فاطمه  نزد ابوبکر آمد و  اظهار نمود  :  فدک  را  رسول خدا (ص)  به من  بخشیده  بود ، چرا عمالم  را از آن  بیرون  رانده  ای  ؟ ابوبکر گفت :‌ شاهدانت را بیار تا شهادت دهند رسول خدا(ص)  فدک را به  تو بخشیده است. ام ایمن و حضرت علی(ع) بر این مطلب گواهی دادند. طبق  حدیثی که  در تفسیر قمی  به  نقل از امام صادق (ع)  آمده  ابوبکر با شهادت علی(ع) و ام ایمن قانع شد و نامه ای نوشته به فاطمه (س)  داد  اما  عمر سر رسید و نامه را پاره کرد.[4]    اما روایت دیگر که  بیشتر اهل سنت آن را نقل کرده اند ، آن است که  ابوبکر شهادت را کامل ندانست و اظهار نمود باید دو مرد یا یک مرد و دو زن شهادت دهند تا فدک  به تو بازگردانده شود.[5] در روایت دیگر، ام ایمن و رباح غلام رسول خدا(ص) شهادت دادند که پذیرفته نشد.[6]

با دقت به روایات تاریخی به نظر می رسد که خلیفه تصمیم بر آن داشته تا به هر قیمتی شده  فدک را در اختیار خود نگهدارد. شاهد خواستن او از دختر رسول خدا(ص)  یک قضیه صوری است که ابوبکر با آن می خواسته عمل خویش را موجه نشان دهد و  گرنه  شاهد یک راه برای کشف حقیقت است. اگر مدعی کسی باشد که ادعای  خلاف در مورد او راه  ندارد ، علم قاضی برای اثبات حق کفایت می کند. در مورد حضرت فاطمه (س) خداوند به طهارت او و منزه بودنش از گناه گواهی داده است. به  اتفاق شیعه  و سنی حضرت فاطمه (س) مشمول آیه " انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا " است . پس شاهد  خواستن از او با علم به اینکه او  خلاف نمی گوید نا معقول است. بویِِژه که ام ایمن که پیامبر(ص) به اهل بهشت بودن او گواهی داده بود نیز شهادت داد و حضرت علی(ع) هم  علاوه بر اینکه جزو اهل بیت است اگر امام و  معصوم هم نباشد  دست کم به گمان اهل سنت  جزو "  عشره مبشره" است . پس او نیز جز حقیقت چیزی به  زبان نمی آورد . آیا از  این همه برای ابوبکر علم حاصل نمی شد تا فدک را به  حضرت فاطمه (س) بدهد  ؟

جالب اینجا است که  ابوبکر در مورد افراد دیگر که ادعایی را در مورد عطای پیامبر (ص) نسبت به  خود مطرح می کردند ، اینگونه عمل نمی کرد. بلکه با صرف ادعا آن را می پذیرفت . جابر بن عبدالله انصاری می گوید : پس از وفات پیامبر(ص) برای ابوبکر اموالی از سوی علأ حضرمی ـ والی بحرین ـ رسید . ابوبکر اعلام کرد : هرکس دینی بر عهده پیامبر(ص) داشته یا آن  حضرت وعده ای به او  داده بوده ، بیاید . جابر می گوید : من گفتم پیامبر(ص) به  من  وعده  داده بود، اموالی  به  من ببخشد . ابوبکر سه بار  دست برد و هر بار پانصد درهم از آن اموال به من بخشید.[7]

پس از آنکه تلاش های یادگار پیامبر(ص) برای بازگرداندن فدک علیرغم آنکه خلیفه خود مدعی بود و باید شاهد برای اثبات ادعایش اقامه می کرد  و علیرغم اقامه شهود از جانب فاطمه (س) ،  مثمر ثمر واقع  نشد و  خلیفه از بازگرداندن فدک به وی امتناع  ورزید ، دختر پیامبر(ص) این بار میراثش از رسول خدا(ص) را  مطرح کرد که از جمله شامل فدک نیز می شد. اما نا  باورانه  با ادعای جدیدی از جانب خلیفه مواجه شد. ابوبکر ادعا نمود از پیامبر (ص) شنیده است که فرمود :‌ " نحن معاشر الانبیاء مانورث ما ترکناه صدقه "  ؛ ما پیامبران ارث برجای  نمی گذاریم و آنچه از  ما باقی می ماند صدقه یعنی از اموال عمومی است. ادعایی که با واکنش شدید دختر پیامبر(ص) مواجه شد و آنحضرت  پس از سخنرانی آتشینی در مسجد مدینه و رد ادعای ابوبکر  با استدلال با آیات قرآن ، برای  همیشه بصورت اعتراض از ابوبکر دوری کرد. عایشه می گوید : بعد از وفات پیامبر(ص) فاطمه (س)  نزد  ابوبکر رفت و از  وی مطالبه میراثش از فیئی نمود . ابوبکر گفت :‌ پیامبر(ص) فرموده  : ما  ارث برجای نمی گذاریم و آنچه از  ما  باقی می  ماند صدقه است . فاطمه خشمناک شد و از  ابوبکر دوری گزید و این  دوری همچنان تا زمان وفاتش که شش ماه پس از رحلت  رسول خدا(ص) اتفاق افتاد ،ادامه داشت.[8]

حضرت  فاطمه در بخشی از  سخنان خود در رد ادعای ابوبکر فرمود :

یا بن ابی قحافه ! اَ فی کتاب الله أن ترث اباک و لا ارث ابی ؟ "لقد  جئت شیئا فریا" . اَ فَعلی عمد ترکتم کتاب الله  فنبذتموه وراء ظهورکم و... و زعمتم أن لا حظوه  لی و لا اَرث من ابی  و لا رحم بیننا ؟ افخصکم الله بآیة اخرجَ ابی منها ام هل تقولون : إن اهل ملتین لا یتوارثان ؟ اَولست أنا و ابی من اهل مله واحده؟ ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابی و ابن عمی ؟ فدونکها مخطومةً مرحوله تلقاک یوم حشرک . فنعم الحکم  الله و الزعیم محمد و الموعد القیامه و عند الساعه  یخسر المبطلون.[9]

ای پسر ابی قحافه ! آیا در کتاب الهی است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟ امر عجیبی آوردی ! آیا از  روی  عمد کتاب خدا را ترک کردید و آن را پشت سر انداختید و گمان بردید که من از ترکه پدرم ارث نمی برم و پیوند رحمی میان ن و او نیست ؟ آیا خداوند در این موضوع آیه مخصوصی برای شما  نازل کرده و در آن  آیه پدرم را از قانون وراثت خارج  ساخته است یا اینکه می گویید پیروان دو کیش از یکدیگر ارث نمی  برند؟ آیا من و پدرم پیرو آیین واحدی نیستیم ؟ آیا شما به عموم و  خصوص قرآن از  پدر و پسر عمویم آگاه ترید؟ بگیر این مرکب زین شده و  مهار شده را که روز رستاخیز با تو رو برو می شود. پس خوب داوری است خداوند . در  آن روز رهبر  محمد(ص) و موعد ما هم قیامت خواهد بود. در آن روز است که اهل باطل زیان  خواهند دید.



[1] -  اعلام الوری ؛ فضل بن حسن   طبرسی ، (قم : موسسه  آل البیت لاحیاء التراث ، 1417ق) ج1، ص209

[2] -  الدر  المنثور ؛ عبدالرحمن جلال الدین سیوطی ، (بیروت : دارالفکر ، 1414ه /1993م) ج5، ص273

[3] -  همان ، ص274

[4] -  تفسیر قمی ؛ علی بن ابراهیم قمی ، تحقیق :‌ سید طیب موسوی جزائری     (قم :‌دارالکتاب ، 1367ش، چهارم) ج2، ص155

[5] -  فتوح البلدان ؛ ابی الحسن بلاذری ، تحقیق و تعلیقه :‌ رضوان محمد رضوان (بیروت :‌ دار الکتب العلمیه ، بی تا ، قم :‌ منشوارت ارومیه  ، 1404ق) ص44

[6] - همان.

[7] - صحیح بخاری ؛ محمد بن اسماعیل بخاری (بیروت :‌دار الفکر، 1401ق) ج3، ص162

[8] - صحیح بخاری ، ج4، ص42

[9] - شرح نهج البلاغه ؛ ابن ابی الحدید ، ج16،ص212 و دلائل الامامه ؛ محمد بن جریر طبری ، ص117



تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1388 | 03:18 ب.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.