تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - فدک در تاریخ 3

ﻫ) 4ـ  فدک در  عصر معاویه

معاویه ابن ابی سفیان بعد از شهادت امام حسن(ع) فدک را میان مروان بن حکم و عمروبن عثمان بن عفان و یزید پسرش تقسیم کرد. هریک از افراد مذبور یک سوم از فدک را تصاحب کردند.[1]

صاحب الروض المعطار می گوید : معاویه فدک را به مروان بخشید لکن پس از آنکه میان آنان کدورتی پیش آمد، در سال 48 هجری آن را از وی باز پس گرفت.[2]

و) 3-  فدک در عصر بنی مروان

مروان بن حکم در ایام زمامداری خود، کل فدک را تصاحب کرد. او  به پسرش عبدالعزیز بخشید و عبدالعزیز هم به پسر خود عمر داد. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز به حکومت رسید آن را به حسن مثنی و به قولی به امام زین العابدین (ع) بازگرداند.[3]

در تلخیص الشافی آمده : هنگامی که عمر بن عبدالعزیز به حکومت رسید، به والی مدینه ابوبکر بن عمروبن حزم دستور داد فدک را به اولاد فاطمه(ع) برگرداند. ابوبکر به وی نوشت : نسل فاطمه درمیان چند قبیله پراکنده است. به کدام از آنان فدک را برگردانم.

عمر بن عبدالعزیز این بار نامه ای عتاب آمیز به وی نوشت: اگر من به تو دستور دهم گوسفندی ذبح کن ، تو از من خواهی پرسید: آن گوسفند شاخدار باشد یا بی شاخ ؟ اگر از تو ذبح گاوی را بخواهم ، از من خواهی پرسید : رنگش چگونه باشد ؟

وقتی نامه ام به تو رسید فدک را در میان فرزندان فاطمه از نسل علی(ع) تقسیم کن. در پی این دستور عمر بن عبدالعزیز بنی امیه بر او اعتراض کردند که این کارت باعث می شود کار شیخین زیر سئوال قرار گیرد.

عمرو بن قیس با گروهی از کوفه به دمشق رفت و پسر عبدالعزیز را بخاطر این کارش مورد سرزنش قرار دادند. عمر در جواب آنان گفت : شما نمی دانید اما من می دانم ... که رسول خدا(ص) فرمود : فاطمه پاره تن من است. هرچه او را به خشم آورد مرا  به خشم آورده و هرچه او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است.

فدک در زمان ابوبکر از اموال مسلمین بود تا اینکه در اختیار مروان قرار گرفت. او به پدرم عبدالعزیز بخشید و من و برادرانم آن را از وی ارث بردیم. من از  برادرانم خواستم سهم خود را به من  بفروشند و آنان برخی فروختند و برخی به من هدیه کردند. من نیز بهتر آن دیدم که آن را به فرزندان فاطمه بازگردانم.

معترضان گفتند: حال که چنین است اصل فدک را نگهدار و غله آن را میان آنان تقسیم کن. عمر بن عبدالعزیز نیز چنین کرد.[4]

در روایت دیگر آمده عمر بن عبدالعزیز محصول فدک را در  زمان خلافت خود به فرزندان فاطمه (س)  برگرداند. گروهی از  قریشیان و مشایخ و علمای شام نزد او گرد آمده  و بر وی اعتراض کردند و گفتند تو با این کارت  ابوبکر  و عمر را زیر سئوال  قرار داده ای و به  آنان نسبت ظلم و غصب می  دهی. عمر بن عبدالعزیز جواب داد : شما می دانید که  فاطمه دختر رسول خدا(ص)  ادعا داشت  فدک از آن او است  و فدک در اختیار او بوده است. او به رسول خدا(ص)  دروغ نمی بست .  بخصوص که علی و ام ایمن و ام  سلمه هم به نفع او شهادت دادند.  و اگر این ها  شهادت  هم  نمی دادند نیز وی در نزد  من  راستگو است ؛  زیرا که او سید زنان اهل بهشت. اینک امروز  من  فدک را به ورثه او باز می گردانم و  بدین سبب رضایت  رسول خدا(ص) را طلب می کنم و امید دارم که فاطمه و حسن و حسین(ع) بخاطر این کارم  در  روز  قیامت از  من شفاعت  کنند. اگر  من  به جای ابوبکر می  بودم و فاطمه فدک  را  می خواست من او را در ادعایش  تصدیق می کردم. آن گاه  فدک  را به محمد بن علی باقر(ع) و عبد الله بن حسن  تسلیم  کرد .[5]

عمر بن عبدالعزیز به جز  فدک  سهام خمس  و سهم رسول الله و سهم  ذوی القربی را  نیز  به بنی  هاشم اختصاص داد. آن ها را نیز  به   محمدبن علی باقر(ع) و عبدالله بن حسن  واگذار کرد.[6]

پس از  مرگ عمر بن عبدالعزیز  یزید بن عبدالملک به حکومت دست یافت. وی فدک را دو باره از چنگ بنی فاطمه درآورد. از  آن زمان تا روی کار آمدن بنی عباس،   فدک در قبضه بنی امیه بود.[7]

ز) 3- فدک  در عصر خلفای عباسی

با سقوط بنی امیه  و روی  کار آمدن بنی عباس  بار دیگر در صحنه سیاسی مطرح و بازیگران عرصه سیاست آن را در چرخه معاملات  سیاسی وارد کردند ؛ هرگاه روابط حکومت با علویان حسنه بود ، آن را به علویان باز پس می دادند وهرگاه  روابط تیره می شد آن را مصادره  می  کردند.

نخستین خلیفه عباسی سفاح بود که هنوز  حکومتش تثبیت نشده بود . وی برای  جلب حمایت علویان  فدک را به حسن بن حسن(ع) بازگرداند. یاقوت حموی می گوید : ابوالعباس سفاح  فدک را به حسن  بن حسن  بن علی(ع) رد کرد و او متولی آن بود تا عایدات آن را میان علویان تقسیم کند.[8] اما با روی کار آمدن منصور عباسی که درزمان او خلافت عباسی تثبیت شده بود و اقتدار لازم  را بدست آورده بود و نیز  بخاطر قیام هایی که بنی حسن علیه او به راه انداختند ، وی فدک را از  علویان باز پس گرفت. پس از منصور  مهدی عباسی  که سیاستی ملایم تری نسبت به علویان داشت  ، فدک را به آنان بازگرداند و با درگذشت او و سرکار  آمدن هادی عباسی که خصومتی شدید با علویان داشت ، فدک برای چندمین بار  باز ستانده شد. هارون الرشید به امام کاظم (ع) پیشنهاد کرد حدود فدک را تعیین کند تا آن را به حضرت  تسلیم کند اما  امام کاظم  (ع) حدود مملکت اسلامی آن روز را به عنوان حدود فدک تعیین نمود . این امر خشم هارون و  زندانی شدن حضرت  را در پی داشت.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         

هنگامی که مأمون زمام امور را بدست گرفت ، جمعی از بنی حسن و بنی حسین(ع) نزد مأمون رفته اظهار کردند :  فدک را حضرت پیامبر(ص) به فاطمه (س) بخشیده بود  و فاطمه بعد از رحلت آن حضرت  از ابوبکر درخواست استرداد آن را کرد. ابوبکر از فاطمه برای اثبات ادعایش شاهد خواست. وی  حضرت علی،  حسن ، حسین(ع) و ام ایمن را به عنوان شهود خود معرفی کرد. مأمون فقها  را طلب نمود و از  آنان صحت ماجرا  را پرسید .  آنان جواب  دادند :‌ فاطمه این ادعا را داشت و این افراد نیز  شهادت دادند اما ابوبکر  شهادت آنان را قبول نکرد. مأمون از آنان  در مورد ام أیمن پرسید . گفتند  :‌ زنی  بود که رسول خدا(ص) به بهشتی بودنش گواهی داده بود. در مورد امام  علی(ع) ، حسن و حسین (ع) هم گفتند :‌ آنان جز به حق شهادت  نداده اند.

بعد از این مذاکرات بود که مأمون فدک را به فرزندان فاطمه(س) برگرداند و متولی آن را دو نفر از بنی حسین  (ع) قرار داد . یکی از آنان محمد بن یحیی بن حسین بن زید بن علی  بن حسین بن علی بن ابی طالب و دیگری  محمد بن عبدالله بن حسن بن علی بن حسین  بن علی بن ابی طالب(ع) بود.[9]

مأمون دستور داد قباله ای برای استراد فدک  به علویان بنویسند . نامه نوشته شد و بر  مأمون قرائت  گردید. دعبل  در این باره شعری انشاء کرد که از جمله آنان این بیت بود  :‌

اصبح وجه الزمان  قد ضحکا               برد مأمون هاشم فدکا[10]

چهره روز گار خندان شد            از رد فدک به بنی هاشم از سوی مأمون.

فدک تا زمان متوکل همچنان در اختیار علویان قرار داشت . متوکل آن را به عبد الله بن عمر بازیار بخشید . گفته می شود ، در باغ فدک تعداد یازده درخت خرما  وجود داشت که رسول خدا(ص) آن ها  را با دست  خود کاشته بود. خرما های این درختان را بنی فاطمه (س) می چیدند و در ایام حج به عنوان تبرک به حجاج می دادند. حجاح نیز  متقابلا اموالی به آنان می بخشیدند. بدین طریق آنان در آمد قابل توجهی داشتند. وقتی  فدک در اختیار عمربن بازیار قرار گرفت ، وی شخصی بنام بشران بن  ابی امیه ثقفی را فرستاد و آن درختان را قطع  کرد . وی پس از بازگشت به بصره فلج شد.[11]

پس از  متوکل،  جانشینش  منتصر که رابطه خوبی با آل ابی طالب داشت، فدک را به فرزندان امام  حسن و امام حسین (ع) بازگرداند . وی همچنین فرمان منع زیارت امام حسین(ع) را نیز لغو  نمود.[12] اما فدک پس از منتصر بار دیگر از دست بنی فاطمه بیرون رفت. شیخ عباس قمی می گوید تا  زمان " راضی بالله "  بیستمین خلیفه عباسی متوفای  329 هجری که فدک را به فرزندان فاطمه برگرداند ، فدک ده بار غصب شده و برگردانده شده است. به این ترتیب که ابوبکر آن را از فاطمه(س) گرفت ، عمر بن عبدالعزیز برگرداند ، پس از او دو باره غصب شد ،  سفاح برگرداند ،  دیگر بار  غصب شد " مهدی "  عباسی برگرداند ، بار دیگر غصب شد ،  مأمون برگرداند و برای پنجمین بار غصب شد، واثق برگرداند  ، باز مغصوب شد منتصر برگرداند ، باز از بنی فاطمه  ستانده شد ، معتمد برگرداند باز غصب  شد  و معتضد بازپس داد . باز فدک مورد  غصب واقع شد و "  راضی بالله" آن را برگرداند.[13]



[1] - السقیفه و فدک ؛ احمد بن عبدالعزیز جوهری , ص103

[2] -  الروض المعطار فی خبر الاقطار ؛ محمد بن عبدالمنعم حمیری ، ص437 ذیل ماده فدک.

[3] - پیشین , ص104.

[4] -  شرح نهج البلاغه ؛ ابن ابی الحدید ، ج16 ، ص278

[5] -  السقیفه و فدک ؛  عبدالعزیز  جوهری ، ص145

[6] -  همان ، ص 146

[7] - معجم البلدان ؛ یاقوت حموی ، ج4، ص239

[8] -  همان .

[9] - تاریخ یعقوبی  ؛ یعقوبی  ، ج2، ص469

[10] - معجم البلدان ؛ یاقوت حموی  ، ج4، ص239

[11] - شرح نهج البلاغه ؛ ابن ابی الحدید ، ج16، ص217

[12] - مروج الذهب  ؛ مسعودی  ، ج4، ص52

[13] - وقایع الایام ؛  شیخ عباس قمی ، ص212



تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1388 | 09:38 ق.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.