تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - مناظره ایمیلی

متن زیر جوابهای اینجانب به یک وهابی است که معتقد بود شیعه مشرک و کافر است و از طریق ایمیل باهم گفتگو می کردیم. بد نیست شما هم آن را بخوانید


اما در مورد اینکه شما گفتید امامت از اصول مذهب هست.واقعا شما خودتون در مورد این فکر کردید که مذهب اصلا اصول نداره و مذهب عبارت از یک سری احکام که فروع دین بهش میگویند مذهب خودش فروع رو مشخص میکنه نه اصول رو اصول رو قران مشخص میکنه  ایمان‌ به‌ خدا، فرشتگان‌، انبیا و كتاب‌های‌ آسمانی‌ می‌باشد؛ (آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَیْكَ الْمَصیرُ (285) (بقره‌284/)

نوشته ای " مذهب اصلا اصول نداره"

برادرم ! اینکه  شما مدعی هستی "مذهب عبارت از یک سری احکام است که  به آن فروع دین می گویند  "  این یک اصطلاح  است و تعریف شما از  مذهب است. اما دیگران ممکن است با این تعریف شما از مذهب ، موافق نباشند. شما می توانی از نظر  خود  مذهب را هرطور که  دلت بخواهد تعریف کنی اما حق نداری تعریف خود را بر دیگران هم تحمیل کنی .

از نظر ما مذهب دو نوع است : 1- مذهب اعتقادی 2-  مذهب فقهی

مثلا در اهل سنت  از نظر فقهی چهار مذهب است : حنفی ، حنبلی ، شافعی و مالکی

اما از نظر اعتقادی چندین مذهب وجود دارند که عبارتند از :‌ اشعریه ، ماتریدیه ، صوفیه ، معتزله، سلفیه ، وهابیه

حالا من از شما می  پرسم : شما که می گویی " مذهب تنها فروع را مشخص می کنه " به اشعریه و  ماتریدیه و ... چه می گویی؟

ما  به آن ها هم مذهب می گوییم و شیعه از نظر اصول نیز با این مذاهب ، اختلاف دارند و چون با این مذاهب در یکسری اعتقادات اختلاف دارد از جمله در مسأله امامت و عدل ، هرکس این دو اصل را قبول نداشته باشد ، به آن شیعه نمی گویند همانگونه  که  معتزله برای خود اصولی دارند که عبارتند از :‌ توحید ، عدل ، وعید و ، وعد  ، المنزله بین المنزلتین ، امر بمعروف و  نهی از منکر

حالا اگر از معتزلی بپرسی :‌ آیا کسانی که المنزله بین المنزلتین را قبول ندارند ، کافرند ؟ اگر بگویند : کافرند آن را جزء اصول دین قرار داده اند و اگر بگویند خیر مسلمانند اما از فرقه ناجیه (به اعتقاد خود شان) معتزلی نیستند ، آن را از اصول مذهب قرار  داده اند.

خدا که نگفته :‌ایها المومنون انما المذهب یعین الفروع لا الاصول " تا هرکس با آن  مخالفت کند و فرقه اعتقادی را هم مذهب بنامد ، کافر یا  فاسق شده باشد.

بنا بر این برادرم :‌ ما سه چیز را جزء اصول دین  می دانیم که عبارتند از  :‌ توحید  ، نبوت  ، معاد

هرکس این سه چیز را قبول نداشته باشد ، مسلمان نیست.

شرط مسلمانی اعتقاد به این سه اصل دینی است

اما دو اصل دیگر هم داریم که اگر کسی به آن اعتقاد نداشته باشد ، شیعه نیست و به نظر ما از فرقه  ناجیه به حساب نمی  آید.

آن دو اصل عبارتند از :‌ عدل ، یعنی خداوند (جل جلاله) عادل است و اینگونه نیست که بنده اش را بر کاری مجبور کند و آنگاه او را بخاطر انجام آن کار عذاب نماید.  این اصل را شیعه در برابر اهل جبر جزء مذهب خود قرار داده اند. اهل  جبر می گویند  :‌ خداوند همه افعالی که انسان انجام می دهد ، از روز اول بر او مقدر کرده و شخص مجبور است آن را انجام دهد و چون خدا مقدر کرده حتما هم انجام خواهد داد. مثلا آقای فهد در روز 30/1/88 در ساعت 12 دزدی کرده ، خدا این دزدی را قبلا برای او مقدر کرده بود واگر نمی کرد ، فهد آن را انجام نمی داد وچون مقدر کرده بود ،‌آقای فهد چاره جز  آن نداشت و شخص از خود هیچ اختیاری ندارد. در عین حالی که خداآن دزدی را بر فهد مقدر کرده بود واو قادر به ترک آن  نبود ،‌در قیامت باید مجازات بشود که چرا آن کار را انجام داده است.

ما معتقدیم خداوند منزه است از اینکه عملی را بر بنده اش مقدر کند و او مجبور بر آن کار باشد ،‌ بعد او را بخاطر  عملی که چاره ای جز انجامش نداشته مجازات کند. این کار  ظلم است و ساحت خداوند از ظلم  منزه است. پس انسان در افعالش مختار است و  بخاطر همین مختار بودنش است که تکلیف بر عهده اش گذاشته شده و بهشت و دوزخ برایش آفریده شده و پیامبران برای هدایتش فرستاده شده است وگرنه  افراد مجبور که از خود اختیاری ندارد که هدایت پیدا کند یا شقاوت.

نوشته ای :‌

در مورد علمای اهل تشیع چه میگید که بزرگترین رهبران دینی ما که عبارتند از ابوبکر و عمر و عثمان رض) .اینها (علمای اهل تشیع ) حکم ارتداد ایشان را داده اند و ادعا دارند که صحابه نعوذ بالله مرتد شدند و در بزرگترین کتابهای اهل تشیع به رهبران دینی اهل سنت توهین شده.ایا بنظر شما توهین آقای کلبانی بیشتره یا توهین فحش و ناسزائی که آخوندهای اهل تشیع به صحابه (رض)و مادر مومنان (رض) میکنند کدوم توهین بیشتره

ایکاش موردی را بیان می کردی کدام عالم ، در کدام کتاب به شیخین و عثمان توهین شده و صحابه را مرتد گفته . شما بگویید آیا همه علمای  شیعه ، بقول شما صحابه را مرتد می دانند؟ آیا آنهایی که مرتد می دانند ، همه  صحابه را مرتد می دانند؟ آیا سلمان و اباذر و عمار  و مقداد و عباس بن عبدالمطلب و علی(ع) و ابودجانه و سعد بن ابی وقاص و سعد بن عباده و ابی بن  کعب و براء بن عاذب و ... را هم مرتد می دانند؟

برادرم اینطوری کلی که از یکطرف بگویی علمای شما (و مشخص نکنی کدام عالم) و از طرف دیگر بگویی صحابه (و مشخص نکنی کدام صحابه) کار درستی نیست.

صحابه را علمای فن از جمله ابن منظور در لسان العرب تعریف کرده :‌ ابن منظور میگوید  :‌ " و الصحابی‏ على ما هو المختار عند جمهور أهل الحدیث كل مسلم رأى رسول الله (ص).[1]"  ؛  صحابی بنا به مختار  اکثریت اهل حدیث ، به هر  مسلمانی گفته می شود كه حضرت پیامبر(ص) را دیده باشد. 

بنا بر این بر مسیلمه کذاب هم صحابه  گفته می شود که نزد حضرت آمد و مسلمان شد بعد مرتد شد و ادعای نبوت کرد. آیا شما در ارتداد  مسیلمه کذاب شک داری؟ بعد از پیامبر(ص) تعداد دیگری نیز از اسلام برگشتند در حالیکه در زمان حیات پیامبر(ص) به مدینه آمده مسلمان شده بودند . آیا شما درارتداد آن ها شک داری؟

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیهِ قُلْ قِتالٌ فیهِ كَبیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى یَرُدُّوكُمْ عَنْ دینِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ (البقرة : 217 )  راستی خطاب " من یرتدد منکم" به کیست؟ به غیر از صحابه است؟

وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرینَ( آل‏عمران : 144 )  خطاب انقلبتم علی اعقابکم به کیست؟

در احادیث صحیح از حضرت پیامبر(ص) که در صحیحین شما آمده هم از قول پیامبر(ص) رسیده که برخی از اصحاب حضرت بعد از وی مرتد می شوند

به این احادیث نگاه  کنید :‌

قال رسول الله (ص) : بینما أنا قائم فإذا زمره حتی إذا عرفتهم خرج رجل من بینی و بینهم ، فقال : هلم . فقلت : الی این ؟ فقال :‌ الی النار و الله . قلت : ما شأنهم ؟ قال :‌ إنهم ارتدوا بعدك علی ادبارهم القهقری ، فلا اری یخلص منهم الا مثل همل النعم .[2]

پیامبر(ص) فرمود : هنگامی كه من بر سر حوض كوثر ایستاده ام ، گروهی می آیند كه من آن ها را می شناسم. در این حال مردی از میان من و آن ها بلند می شود به آن ها می گوید : بیایید . می پرسم : كجا ؟ می گوید : به خدا سوگند به جهنم . می گویم : آن ها چه كار كرده اند ؟ جواب می  دهد : آن ها بعد از تو مرتد شده به قهقرا برگشته اند. در این حال می بینم هیچیك از آن ها نجات نمی یابند جز تعدادی اندك مانند گوسفندانی كه از گرگ نجات می یابند.

قال رسول الله (ص)‌ : أنی فرطكم علی الحوض، من مر علی شرب و من شرب  لم یظمأ ابدا ، لیردن علی اقوام أعرفهم و یعرفوننی ثم یحال بینی و بینهم ، فأقول : اصحابی ، فیقال :‌ أنك لا تدری ما احدثوا بعدك ، فأقول : سحقا سحقا لمن غیر بعدی .[3]

من پیش از شما وارد حوض می شوم. هرکه بر من وارد شود ، از آب کوثر می آشامد و هرکه از آن بیاشامد ،  هرگزتشنه نمی شود. آگاه باشید در آن روز گروهی بر من وارد می شوند که من آنان را می شناسم و آن ها نیز مرا می شناسند. آنگاه میان من و آن ها جدایی افکنده می شود. من می گویم : اصحابم . در جوابم گفته می شود : تو نمی دانی که آنان بعد از تو چه بدعت هایی به وجود  آوردند. من می گویم : از رحمت خدا دور باد ، از رحمت خدا دور باد هرکه بعد از من  در دین تغییر و بدعت ایجاد کرده است.

 

پس قبول می فرمایی که ارتداد صحابه هم ممکن است.

 

اما بحث در مورد مصادیق آن است که چه کسانی مرتد شدند.

و چون شما مشخص نکرده ای که علمای شیعه کدام یک از صحابه را مرتد می دانند ، من نمی توانم جواب بگویم. چون شیعیان اکثریت صحابه را تقدیس می  کنند و از آن ها به نیکی یاد می کنند و برخی از آن ها را جزء قدیسین می شمارند افرادی همچون اباذر ، سلمان و مقداد و ...

بر  برخی بخاطر برخی کارهای شان اعتراضاتی دارند اما آن  ها را مرتد نمی دانند.

اگر در مورد برخی از صحابه گاهی گفته می شود "‌آنها مرتد شدند" به این معنا نیست که آنان از اسلام برگشتند بلکه به این معنا است که  آنان از ولایت علی(ع)‌ برگشتند.

چون به نظر شیعه حضرت پیامبر(ص) در حجه الوداع و در غدیر خم ولایت علی(ع) را اعلام کرد و فرمود:‌من کنت مولاه فعلی مولاه " و از صحابه هم بر آن بیعت گرفت . وقتی صحابه بعد از حضرت علی(ع)‌را به عنوان خلیفه قبول نکردند و خود شان خلافت را گرفتند یعنی از ولایت علی(ع) برگشتند

 



[1] - لسان العرب ، ج2، ص99

 

 

[2] -  صحیح بخاری ، ج7 ، ص208   و  صحیح مسلم ، ج7، ص66

[3] - همان.



تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1391 | 07:14 ق.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.