تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - پیامبر شیعه و پیامبر اهل سنت

امروز ، بیست و هفتم رجب سال 1433 هجری قمری است. از دیدگاه شیعه حضرت پیامبر(ص) در مثل چنین روزی به پیامبری مبعوث شد. به همین مناسبت ، مناسب دیدم پیامبر(ص) را از دیدگاه شیعه و سنی معرفی کنم.

پیش از هر چیز لازم است عرض کنم این جا سؤالاتی مطرح است که باید پاسخ داده شود.

آیا پیامبر اهل سنت ، همان پیامبر شیعه است ؟ یا پیامبر اهل سنت غیر از پیامبر اهل تشیع است.

آیا پیامبر شیعه واهل سنت باهم اشتراکاتی دارند یا خیر؟

چه اشتراکاتی دارد ؟ و چه تفاوت هایی دارد؟

جواب این است که پیامبر شیعه و اهل سنت از نظر شخص و مصداق ، یکی است. یعنی هم شیعه و هم اهل سنت ، حضرت محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم را پیامبر خود می دانند. وقتی از یک شیعه سؤال شود ، پیامبر تو کیست؟ جواب می دهد : حضرت ابو القاسم محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله) و اگر از یک سنی سؤال شود که پیامبر تو کیست؟ جواب خواهد داد :‌ حضرت ابو القاسم محمد بن عبد الله (صلی الله علیه وسلم) . پس مصداق پیامبر در هردو فرقه اسلامی یکی است  و همه مسلمانان به جز وهابیت ، حضرت محمد بن عبد الله (ص) را پیامبر خدا می دانند که برای هدایت آخر الزمان مبعوث شده است. وهابیت در ادعا حضرت محمد بن عبد الله (ص) را پیامبر می دانند ، اما در عمل محمد بن عبد الوهاب را پیامبر خود می دانند و اگر سخن حضرت پیامبر با سخن محمد بن عبد الله با هم تعارض کنند ،‌ آنان سخن محمد بن عبد الوهاب را در عمل می پذیرند و سخن پیامبر(ص)‌را یا رد می کنند و تکذیب یا توجیه و تأویل .

به جز مصداق ، در صفات نیز پیامبر شیعه وسنی باهم اشتراکاتی دارند . این اشتراکات عبارتند از :‌

1. هردو فرقه ، حضرت محمد بن عبد الله (ص) را فرستاده خداوند می دانند.

2. هردو فرقه ، او را خاتم پیامبران می دانند و معتقدند پس از او پیامبری مبعوث نخواهد شد.

3. هردو فرقه ، او را بشری می دانند که از جانب خداوند برای هدایت انسان ها انتخاب شده است.

4. هردو فرقه ،‌ جبرائیل (علیه السلام) را فرشته وحی و واسطه ای بین او و خداوند می دانند.

5. هردو فرقه ، معتقدند حضرت پیامبر ، محمد بن عبد الله (ص) به معراج رفته است.

6. هردو فرقه ، معتقدند حضرت محمد بن عبد الله (ص) پیامبر خدا برای همه انسان ها است. یعنی او برای هدایت یک قوم خاص همچون عرب یا تنها مردمان زمان خود مبعوث نشده است بلکه مبعوث شده تا همه انسان ها در زمان خود و بعد از خود را هدایت کند.

7. هردو فرقه ، دین حضرت محمد بن عبد الله(ص) را "اسلام" می دانند. یعنی هردو معتقدند دینی که وی آورده ،‌ دین اسلام است.

8. هردو فرقه ، کتاب آسمانی حضرت محمد بن عبد الله(ص) را  " قرآن " می دانند. یعنی هردو فرقه عقیده دارند " قرآن" کتابی است که خداوند به پیامبر(ص) نازل کرده است تا با آن بشریت را هدایت کند.

9. هردو فرقه عقیده دارند که حضرت محمد بن عبد الله اشرف انبیاء و رسولان است.

با این حال ، پیامبر شیعه و سنی باهم در صفات و ویِژگی ها ، اختلاف هایی هم دارند که بر می شماریم.

پیامبر(ص) نزد اهل سنت

1. پیامبر اهل سنت وقتی به پیامبری مبعوث شد ، مطمئن نبود به این مسئولیت مهم از جانب خدا انتخاب شده است بلکه خیال می کرد ، شاید جن زده شده یا شیطان بر او غلبه یافته است. به همین جهت نزدیک بود خود کشی کند تا اینکه شخصی بنام ورقه بن نوفل به او اطمینان می دهد که پیامبر است.(صحیح بخاری ، باب اول ما یبدی به رسول الله(ص) ، جزء 21 ،‌ص329). در حالی که شیعیان معتقدند حضرت پیامبر(ص) وقتی به پیامبری مبعوث شد ،‌ چنان برایش روشن بود که از جانب خدا به پیامبری مبعوث شده که خورشید را در آسمان ببیند.[1] از نظر شیعه هرگز پذیرفته نیست که اطمینان ورقه به نبوت حضرت محمد(ص) بیش از اطمینان پیامبر(ص) به نبوت خودش باشد.

2. از نظر اهل سنت ، شیطان بر پیامبر(ص) مستولی می شود و از زبان او در وصف بت ها سخنانی می گوید که :‌" تلك الغرانیق العلى وشفاعتهم ترتجی "(المعجم الکبیر طبرانی ، جزء 12 ، ص53) . اما شیعه افسانه غرانیق را دروغ می دانند و شأن حضرت پیامبر(ص) را بالا تر از این می دانند که شیطان بر او  نفوذ کند.

3. اهل سنت حضرت پیامبر(ص) را اهل لهو و لعب می دانند بگونه ای که وقتی یک گروه نوازنده و رقاص می آید و جلو مسجد پیامبر(ص) به رقص و پایکوبی می پردازند و موسیقی می نوازند ، پیامبر(ص) عایشه را بر دوش گرفته ، رقص و پایکوبی را تماشا می کند. اما از نظر شیعه این کار نه تنها برای پیامبر(ص) که حتی برای یک انسان شرافتمند محال است که همسر خود را بر دوش بگیرد و رقص تماشا کند.

4. اهل سنت ، خلیفه دوم عمر را نسبت به حضرت پیامبر(ص) اعلم در شریعت اسلام می داند به گونه ای که گاه عمر حضرت پیامبر(ص) را از نماز بر منافق منع می کند . در صحیح بخاری آمده است : حَدَّثَنِی عُبَیْدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ نَافِعٍ عَنْ ابْنِ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَلَمَّا تُوُفِّیَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أُبَیٍّ جَاءَ ابْنُهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَسَأَلَهُ أَنْ یُعْطِیَهُ قَمِیصَهُ یُكَفِّنُ فِیهِ أَبَاهُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ سَأَلَهُ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَیْهِ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِیُصَلِّیَ عَلَیْهِ فَقَامَ عُمَرُ فَأَخَذَ بِثَوْبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ تُصَلِّی عَلَیْهِ وَقَدْ نَهَاكَ رَبُّكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَیْهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِنَّمَا خَیَّرَنِی اللَّهُ فَقَالَ{ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً }وَسَأَزِیدُهُ عَلَى السَّبْعِینَ قَالَ إِنَّهُ مُنَافِقٌ قَالَ فَصَلَّى عَلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ{ وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ }.

5. از نظر اهل سنت ، خلیفه دوم عمر ، آگاه تر از پیامبر(ص) بوده است. چون پیامبر(ص) پیش از رحلت و در بستر بیماری ، دستور داد تا دوات وقلم بیاورند که حضرت نامه ای بنویسد که امت از گمراهی محفوظ باشد ، اما خلیفه دوم مانع شد و گفت : حسبنا کتاب الله (صحیح بخاری ، باب مرض النبی (ص) ، جزء‌13 ،‌ص344).

6. اهل سنت معتقدند پیامبر(ص) قرآن را جمع آوری نکرد تا اینکه خلیفه اول آن را جمع آوری کرد. قرآن در زمان پیامبر(ص)‌به عقیده آن ها در استخوان شترها ، پوست حیوانات و امثال آن متفرق بود تا اینکه ابوبکر آمد و آن را در یک صحیفه جمع کرد.

6. از نظر اهل سنت ، خلیفه اول و دوم برای امت اسلام دلسوز تر از پیامبر بوده اند. چون پیامبر(ص) بدون اینکه برای خود جانشین انتخاب کند ، امتش را ترک کرد و رفت ؛ اما ابوبکر و عمر برای اینکه مسلمانان به اختلاف نیفتند و اختلاف آن ها به امت اسلام آسیب نزند، هرکدام یا از طریق انتصاب یا تعیین شوری برای امت خلیفه انتخاب کردند.

پیامبر(ص) نزد شیعه

اما پیامبر(ص) از نظر شیعه دارای صفات زیر است :‌

1. حضرت پیامبر(ص) از گناه و خطا معصوم است و هرگز گناهی از او سر نمی زند.

2. حضرت پیامبر(ص) از همه نسبت به اسلام و شریعت آگاه بود ؛ زیرا دیگران اسلام را از او می گرفتند و ممکن نیست دیگران از او آگاه تر به شریعتش باشد.

3. حضرت پیامبر(ص) از همه به امتش دلسوزتر بود. بدین جهت ممکن نیست حضرت جهان را ترک کرده باشد بدون اینکه شخصی را معین کند که راه او را ادامه دهد و اسلام را برای مردم تشریح کند و از اختلاف و تفرقه و گمراهی امت را نجات دهد. آن حضرت ، علی(ع) را به جانشینی خود منصوب کرد همچنان که در احادیث متواتر از شیعه و سنی وارد شده است. از جمله حدیث : یا أیها الناس أنه لم یبعث نبی قط إلا ما عاش نصف ما عاش الذی كان قبله وإنی أوشك أن ادعى فأجیب و إنی تارك فیكم ما لن تضلوا بعده كتاب الله عز و جل ثم قام فأخذ بید علی رضی الله عنه فقال : یا أیها الناس من أولى بكم من أنفسكم ؟ قالوا : الله و رسوله أعلم ألست اولى بكم من أنفسكم ؟ قالوا : بلى قال : من كنت مولاه فعلی مولاه هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه(المستدرک علی الصحیحین ، ج3 ،‌ص613)

4. شیعه معتقد است حضرت پیامبر(ص) خود قرآن را در صحیفه ای جمع کرد. از نظر شیعه ممکن نیست پیامبری که برای اسلام آن همه زحمت کشیده و زجر دیده ، قرآنش را در استخوان ها و پوست ها و ... متفرق رها کند .

پیامبر (ص) نزد وهابیت

اما وهابیت شأن پیامبر(ص) را بسیار نازل و پایین می دانند. آن ها برای پیامبر (ص) بیش از خود شان شأنی قائل نیستند و می گویند : محمد بشری همچون خود ما است و هیچ فضیلتی بر ما ندارد. محمد بن عبد الوهاب پارا حتی از این هم فرا تر گذاشته و می گفت :‌ عصای خیر من محمد لأنها ینتفع بها بقتل الحیة ونحوها، ومحمد قد مات ولم یبق فیه نفع أصلاً . عصای من بهتر از محمد(ص) است ؛ چرا که عصای من فایده دارد و من می توانم با آن مار بکشم و امثال آن اما محمد مرده است و دیگر هیچ فایده ای ندارد. در حالی که پیامبر(ص) هم اکنون هم پیامبر و هادی و رهبر ما است. اگر کسی به مدینه منوره مشرف شود و دست به ضریح حضرت ببرد تا تبرک کند ، شرطه های وهابی داد می زنند :‌یاکافر یا مشرک. در حالی که حضرت پیامبر(ص) موی مبارکش را تقسیم می کرد تا مسلمانان و صحابه به آن تبرک بجویند. همچنین صحابه آب وضوی حضرت را بعنوان تبرک به صورت خود می پاشیدند و حتی آب دهان حضرت را بصورت خود می مالیدند.



[1] . به این دو خبر توجه کنید : خبر شیعه :

85 عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع :فَقُلْتُ كَیْفَ عَلِمَتِ الرُّسُلُ أَنَّهَا رُسُلٌ قَالَ كُشِفَ عَنْهَا الْغِطَاءُ (المحاسن / ج‏2 / 328 / كتاب العلل .....  ص : 299)

سنی :‌ فَقَالَ یَا خَدِیجَةُ مَا لِی وَأَخْبَرَهَا الْخَبَرَ وَقَالَ قَدْ خَشِیتُ عَلَى نَفْسِی فَقَالَتْ لَهُ كَلَّا أَبْشِرْ فَوَاللَّهِ لَا یُخْزِیكَ اللَّهُ أَبَدًا إِنَّكَ لَتَصِلُ الرَّحِمَ وَتَصْدُقُ الْحَدِیثَ وَتَحْمِلُ الْكَلَّ وَتَقْرِی الضَّیْفَ وَتُعِینُ عَلَى نَوَائِبِ الْحَقِّ ثُمَّ انْطَلَقَتْ بِهِ خَدِیجَةُ حَتَّى أَتَتْ بِهِ وَرَقَةَ بْنَ نَوْفَلِ بْنِ أَسَدِ بْنِ عَبْدِ الْعُزَّى بْنِ قُصَیٍّ وَهُوَ ابْنُ عَمِّ خَدِیجَةَ أَخُو أَبِیهَا وَكَانَ امْرَأً تَنَصَّرَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَكَانَ یَكْتُبُ الْكِتَابَ الْعَرَبِیَّ فَیَكْتُبُ بِالْعَرَبِیَّةِ مِنْ الْإِنْجِیلِ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَكْتُبَ وَكَانَ شَیْخًا كَبِیرًا قَدْ عَمِیَ فَقَالَتْ لَهُ خَدِیجَةُ أَیْ ابْنَ عَمِّ اسْمَعْ مِنْ ابْنِ أَخِیكَ فَقَالَ وَرَقَةُ ابْنَ أَخِی مَاذَا تَرَى فَأَخْبَرَهُ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَا رَأَى فَقَالَ وَرَقَةُ هَذَا النَّامُوسُ الَّذِی أُنْزِلَ عَلَى مُوسَى یَا لَیْتَنِی فِیهَا جَذَعًا أَكُونُ حَیًّا حِینَ یُخْرِجُكَ قَوْمُكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَوَمُخْرِجِیَّ هُمْ فَقَالَ وَرَقَةُ نَعَمْ لَمْ یَأْتِ رَجُلٌ قَطُّ بِمِثْلِ مَا جِئْتَ بِهِ إِلَّا عُودِیَ وَإِنْ یُدْرِكْنِی یَوْمُكَ أَنْصُرْكَ نَصْرًا مُؤَزَّرًا ثُمَّ لَمْ یَنْشَبْ وَرَقَةُ أَنْ تُوُفِّیَ وَفَتَرَ الْوَحْیُ فَتْرَةً حَتَّى حَزِنَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِیمَا بَلَغَنَا حُزْنًا غَدَا مِنْهُ مِرَارًا كَیْ یَتَرَدَّى مِنْ رُءُوسِ شَوَاهِقِ الْجِبَالِ فَكُلَّمَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ لِكَیْ یُلْقِیَ مِنْهُ نَفْسَهُ تَبَدَّى لَهُ جِبْرِیلُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ حَقًّا فَیَسْكُنُ لِذَلِكَ جَأْشُهُ وَتَقِرُّ نَفْسُهُ فَیَرْجِعُ فَإِذَا طَالَتْ عَلَیْهِ فَتْرَةُ الْوَحْیِ غَدَا لِمِثْلِ ذَلِكَ فَإِذَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ تَبَدَّى لَهُ جِبْرِیلُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ




طبقه بندی: عقیدتی ، 

تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 | 06:06 ب.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.