تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - بررسی حدیث خشم حضرت زهرا سلام الله علیها

بررسی خشم زهرا سلام الله علیها

حضرت پیامبرG در مورد T فرمود: فاطمة بضعة منی من أغضبها أغضبنی ؛ یعنی فاطمه پاره تن من است ، هرکه او را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است. (صحیح بخاری ، جزء 12 , ص115 باب مناقب فاطمه علیها السلام)

محدثان اهل سنت آورده اند که بعد از رحلت جانگداز حضرت پیامبرG فاطمه n از ابوبکر خواست تا میراثش را از فدک و خمس و فیئ رسول اللهG به او بدهد ؛ اما ابوبکر جواب داد که ما از پیامبرG شنیده ایم که " قَالَ لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ" ما پیامبران ارث برجای نمی گذاریم و آنچه از ما می ماند صدقه است. فاطمه از این سخن ابوبکر خشمگین شد و دیگر هرگز با او سخن نگفت و  وقتی هم از دنیا رفت ، علیA او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اجازه نداد تا بر فاطمه n نماز گزارد.(صحیح بخاری ، ج5 ، ص83 بیروت دار الفکر)

این که حضرت علیA فاطمه زهرا n را شبانه دفن کرده به وصیت خود حضرت فاطمه n بوده یا از پیش خودش؟ یعنی خود حضرت علیA بخاطر خشم از ابوبکر و دشمنی میان حضرت و ابوبکر ، نخواسته دشمنش بر جنازه همسرش نماز بگزارد . یا این کار بنا به وصیت فاطمهn بوده است و حضرت زهراn بخاطر شدت  خشمی که از ابوبکر داشته ، وصیت کرده به علیA که او را شبانه دفن کند تا کسی که او را خشمگین ساخته و اذیتش کرده ، بر او نماز بگزارد. مزار حضرت فاطمهn هنوز مخفی است و این نشان می دهد که دختر و پاره تن پیامبرG چقدر از حاکم زمان خود خشمگین بوده است.

تأملی در حدیث : " لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ"

این حدیث از چند جهت زیر سئوال است:

1.              این حدیث می گوید: ما پیامبران ارث نمی گذاریم ، در حالی که قرآن می فرماید : "وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُد" ؛ یعنی سلیمان از داود ارث برد. همچنین زکریا از خدا فرزند می خواهد و می گوید:" یَرِثُنی‏ وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا" . هر حدیثی که مخالف قرآن باشد و ناقض حکم قرآن باید به دیوار زده شود.

2.              ناقل این حدیث تنها ابوبکر و عمرند و هیچ صحابه دیگری آن را نقل نکرده اند و آن دو نیز در این ماجرا ذینفع بوده اند.

3.              اگر پیامبران ارث بر جای نمی گذاشتند ، چرا اهل بیت پیامبر که طمع ارث داشتند ، از آن بی خبر بودند؟ قاعدتا پیامبر باید اول به آن ها بگوید که شما ارث نمی برید و نباید طمع ارث داشته باشید نه اینکه به بیگانه بگوید ما پیامبران ارث نمی گذاریم. اگر حضرت پیامبرG به فاطمه دخترش که از همه بیشتر ارث می برد چون تنها فرزند پیامبر بود، این مشاجره پیش نمی آمد .

4.              اگر راست می بود حضرت فاطمه ادعای ناحق نمی کرد. مگر آن حضرت جزء اهل بیت نبود که خداوند از هر رجس و پلیدی او را پاک کرده است؟ مگر ادعای ناحق گناه و پلیدی نیست؟ اگر هم بر فرض فاطمه از این حدیث بی خبر بود، اگر واقعیت می داشت ، با شنیدن سخن پدرش هرگز خشمگین نمی شد. احتمالا حضرت فاطمه از نسبت دروغ به پدرش بیشتر از ندادن حقش ناراحت شده که دیگر هرگز با ابوبکر سخن نگفته و اجازه نماز هم به او نداده است.

5.              به آن حدیث کذایی جز در مورد فاطمه عمل نشد چون ام المومنین عایشه خانه اش را ملک خود می دانست و عمر هم وقتی ضربت خورد از عایشه اجازه گرفت تا در کنار پیامبر و ابوبکر دفن شود. اگر عایشه مالک نبود به چه دلیل عمر که خود خلیفه و صاحب امر است ، از عایشه اجازه گرفت؟

6.              عایشه ام المومنین ، اجازه دفن امام حسن A را در کنار جدش نداد و می گفت که نمی خواهم کسی را که دوست ندارم در خانه ام دفن شود. ابن عباس به او گفت

اهل سنت در کنار این حدیث ماجرایی نقل می کنند که گویا حضرت علیA می خواسته با دختر ابوجهل ازدواج کند . وقتی پیامبرG از این ماجرا با خبر شد این حدیث را فرمود.

اما آیا این سخن حقیقت دارد که علیA از دختر ابی جهل خواستگاری کرده باشد؟

به نظر می رسد این ماجرا در  زمان بنی امیه که دشمنی سرسختی با حضرت علیA داشتند ، ساخته شده است تا آن حضرت را از اعتبار بیندازند. حکومت در مدت 80 سال در دست بنی امیه بود و آن ها در این مدت از هیچ دشمنی ای با علیA و آل او خود داری نکردند. آن ها خود حضرت علیA را در منابر لعن و سب کردند. معاویه بن ابی سفیان که جنگ او در صفین با حضرت علیA قابل انکار نیست ، تبلیغات وسیعی علیه آن حضرت به راه انداخته بود. هرجنگی فیزیکی در کنارش جنگ روانی و تبلیغاتی نیز دارد. معاویه که با چهره  درخشانی همچون علیA که در اسلام سابقه بی مانندی داشت و نخستین مسلمان بود و در رکاب پیامبر جنگ ها کرده بود  از جمله جد مادری  و  برادر معاویه و دایی های او را در  بدر کشته بود ، نمی توانست بدون تبلیغات مردم را علیه آن حضرت بسیج کند. ممکن است این ماجرای خواستگاری از دختر ابوجهل در کنار حدیث فوق در همان زمان ساخته شده باشد. یعنی معاویه خواسته در کنار آن حدیث یک ماجرایی درست کند که با آن چهره حضرت علیA را در اذهان مخدوش کند. از همین رو از یکطرف ماجرای خواستگاری را در کنار حدیث "من اغضبها اغضبنی " می سازد و از طرف دیگر طرف دیگر خواستگاری (زن مخطوبه) را دختر ابوجهل که منفور ترین شخص در نزد مسلمانان بود قرار می دهد تا بیشترین نفرت را نسبت به حضرت علیA  بر انگیزاند. وقتی بعد از شهادت حضرت علیA حکومت به دست معاویه افتاد او همچنان دشمنی اش را با علیA ادامه داد تا جایی که در بخشنامه ای به همه فرماندارانش دستور داد آن حضرت را در منابر و در نماز ها لعن و نفرین کنند. این ماجرایی است که همه مورخان اهل سنت در تواریخ خود آورده اند. او همچنین شیعیان علیA یا دوستان آن حضرت را گیر می آورد ، وادار می کرد، به حضرت علیA دشنام بگویند و او را در منبر لعن کنند. از جمله یکبار عقیل برادر علیA را در شام دستور داد برادرش را لعن کند. عقیل بر منبر رفت و گفت : ای مردم معاویه مرا دستور داده که برادرم علی(A ) را لعن کنم. پس شما او را لعن کنید. معاویه فهمید که عقیل خود را لعن کرده اما به روی خودش نیاورد.

معاویه به این نیز اکتفا نکرد و در بخشنامه ای به فرمانداران و والیانش دستور داد تا به مردم اعلام کنند ، هرکس در فضیلت عثمان ، ابوبکر و عمر و مذمت ابوتراب حدیثی نقل کند جوایز بسیار به او بدهند و او را در دستگاه حکومت جاه و مقام بدهند و هر کس در فضیلت ابوتراب حدیثی نقل کند ، او را خوار و زبون سازند. در نتیجه این بخشنامه حدیث سازی در فضایل افراد مزبور و در مذمت حضرت علیA برای تقرب به حکومت و برخورداری از جوایز شروع شد.

معاویه یکبار خودش به سمره بن جندب ، کسی که پیامبر با او برخورد شدیدی کرده بود ، پیشنهاد کرد ، اینگونه حدیث جعل کند که آیه} وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیها وَ یُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْفَساد{ در مورد علیA نازل شده است و در مقابل آیه}وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه{ در مورد ابن ملجم قاتل حضرت علیA نازل شده است. سمره بن جندب حاضر نمی شد تا اینکه معاویه چهارصد هزار درهم برای او پیشنهاد کرد و او این حدیث را ساخت.(ابن ابی الحدید شافعی ، شرح نهج البلاغه ، ج4 ، ص72)

 



تاریخ : یکشنبه 4 فروردین 1392 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.