تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - سیره علمی امام صادق(ع)2

شیوه تعلیمی امام صادق(ع)

امام صادق(ع) برای نشر و گسترش علم و انتقال دانش به شاگردان از راه ها و شیوه های مختلف استفاده می کرد :

الف) تفسیر و استناد به قرآن

امام صادق(ع) قرآن را منبعی می دانست که همه آگاهی های مورد نیاز بشر در آن وجود دارد.

مرازم نقل کرده امام صادق(ع) فرمود : خداوند متعال قرآن را تبیان هرچیز قرار داده است. به خدا سوگند ، خداوند هیچ چیزی را بشر به آن نیاز دارد ، فروگزار نکرده است به حدی که هیچ بنده ای نمی تواند بگوید : ای کاش خدا این را در قرآن نازل کرده بود ؛ چون خدا آن را نازل کرده است[1].

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ فِی الْقُرْآنِ تِبْیَانَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى وَ اللَّهِ مَا تَرَكَ اللَّهُ شَیْئاً یَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْعِبَادُ حَتَّى لَا یَسْتَطِیعَ عَبْدٌ یَقُولُ لَوْ كَانَ هَذَا أُنْزِلَ فِی الْقُرْآنِ إِلَّا وَ قَدْ أَنْزَلَهُ اللَّهُ فِیهِ

 

ب ) نقل حدیث از پیامبر(ص) و ائمه پیشین

امام صادق(ع) که علم پیامبر(ص) را در سینه داشت ، از پیامبر(ص) بسیار روایت می کرد. تنها در کافی بیش از پانصد حدیث از پیامبر(ص) بواسطه امام صادق(ع) در موضوعات مختلف نقل شده است. نیز بیش از دویست و بیست حدیث از امیر المؤمنین (ع) به نقل از آن حضرت آمده است[2].

ج) بیان احکام و معارف اسلامی

امام صادق(ع) برای راویان اهل سنت بعنوان راوی موثق مطرح بود. بدین جهت آنان وقتی امام (ع) از پیامبر(ص) حدیثی را نقل می کردند ، آن را یاد داشت می کردند یا بخاطر می سپردند اما زمانی که آن حضرت از خود سخنی می گفت ، از کنار آن می گذشتند. بر خلاف شیعیان که قول و فعل آن حضرت را حجت می دانستند و تمام اقوال وافعال حضرت را مکتوب یا از بر می کردند . بدین جهت است که اکثر معارف شیعه اعم از فقه و اعتقادات و اخلاقیات از زبان صادقین (ع) بخصوص امام صادق(ع) است. از این رو تنها در کافی ، بیش از پنج هزار و نهصد حدیث از امام صادق(ع) با عبارت " عن ابی عبدالله" رسیده است. این نسبت در من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق ، هزار و نود ، در تهذیب چهار هزار و هشتصد و شصت و نه ، در استبصار هزار و هشتصد هشتاد و چهار و در وسائل الشیعه که جامع احادیث فوق است ، حدود دوازده هزار حدیث با عبارت فوق از امام صادق(ع) نقل شده است. در حالیکه احادیث امام باقر(ع) که بعد از امام صادق(ع) بیشترین حدیث را دارد ، در وسائل تنها به سه هزار و دویست و پنجاه و نه حدیث می رسد. این غیر از احادیثی است که با تعابیر دیگر همچون " عن جعفر بن محمد" ، " قال ابو عبد الله " و " قال الصادق" آمده است[3].

بی جا نیست که حسن بن علی وشاء می گوید : در مسجد جامع کوفه نهصد شیخ را دیدم که می گفتند : "قال جعفر بن محمد" [4].

د) پرسش و پاسخ

یکی از روش های القای معارف از سوی امام صادق(ع) به شاگردان ، روش پرسش و پاسخ بود. در این روش ، اصحاب حضرت از امام صادق(ع) مسأله ای را می پرسید و حضرت جواب می داد.

در کتاب کافی چهار صدو ده بار سئوال از امام صادق(ع) با عبارت " سالته عن " آمده است. در وسائل الشیعه با همان عبارت نهصد بار آمده است[5].

ج) مناظره

یکی از شیوه های انتقال دانش و گسترش علوم اسلامی از سوی امام صادق(ع) مناظره با علما و دانشمندان ادیان و فرقه ها بود. هر چند در این مناظره ها هدف اصلی اثبات حقانیت اسلام و تشیع و ابطال دلایل خصم بود ؛ اما در نهایت به گسترش علوم بویژه علوم اسلامی می شد. بخصوص که در این مناظره ها از علوم مختلف استفاده می شد.

در مناظراتی که امام صادق(ع) با زندیق ها و ملحدان داشته برای اثبات خدا گاه از برهان علت و معلول[6] و گاه از برهان نظم [7] و زمانی از برهان تمانع[8] یا حدوث و قدم[9] استفاده شده است.

آن حضرت موجودات عالم را چنان تشریح می کند که طرف را مبهوت می کند. با هرکسی مطابق دانش خودش و با توجه به تخصص طرف، به استدلال و اقامه برهان می پرداخت. روزی مردی از یمن که مسلط به علم نجوم بود ، خدمت حضرت رسید. آن حضرت با دانش خودش او را مغلوب ساخت[10].

روزی ابوحنیفه همراه با ابن ابی لیلی خدمت حضرت رسیدند. حضرت به ابوحنیفه که با قیاس فتوا می داد ، فرمود : آیا می توانی آنچه را که در قسمت سرت قرار دارد را قیاس کنی ؟ آیا می دانی چرا خداوند در چشم که دو پیه در آن است ، یک وسیله قرار داده که آن را شور می کند؟ آیا می دانی چرا خداوند در گوش ماده تلخی را قرار داده ؟ آیا می دانی چرا در بینی وسیله ای قرار داده که آن را سرد نگه می دارد؟ و آیا می دانی چرا در دهان وسیله ای قرار داده که آن را شیرین نگه می دارد؟ ابو حنفیه جواب داد : خیر . آنگاه با درخواست ابن ابی لیلی آن را توضیح داد[11].

مکان های تعلیم

امام صادق(ع) برای تعلیم مکان خاصی نداشت و مانند امروز مرکز و مدرسه خاص نداشت ؛ اما از همه مراکز بزرگ و پر طمطراق پر برکت تر بود. آن حضرت بیش از چهار هزار شاگرد را پرورش داد در حالیکه هیچ مدرسه و مرکز تعلیمی خاص نداشت. تنها محمد بن مسلم گفته من شانزده هزار حدیث از ابی عبد الله (ع) پرسیدم[12].

الف) منزل

امام صادق (ع) بیشتر مواقع در منزل خود به تعلیم دانش جویان می پرداخت. ابو ربیع شامی گفته : من وارد خانه امام صادق(ع) شدم ، خانه آن حضرت پر از جمعیت بود بگونه ای که من جایی برای نشستن پیدا نکردم[13]. اسماعیل بن مهران از مردی نقل کرده که من با امام صادق(ع) خدا حافظی کردم. وقتی به محلی بنام " اعوص" رسیدم ، یادم آمد که مسأله ای را از حضرت نپرسیده ام. وقتی برگشتم دیدم خانه مملو از جمعیت است[14].

ب) خیمه

در ایام حج که امام صادق(ع) در مکه به سر می بردند ، خیمه اش همواره مملو از جمعیت بود. مردم اشتیاق داشتند به خدمت آن حضرت رسیده و از دانش بی کران جعفر بن محمد (ع) بهره مند شوند.

بکیر بن اعین گفته : در اولین حج خود وقتی به منا رسیدم ، سراغ خیمه امام صادق(ع) را گرفتم. وقتی وارد خیمه شدم دیدم ، جماعتی در آن نشسته اند. بصورت تک تک افراد نگاه می کردم تا حضرت را بشناسم. در این زمان دیدم یکی از گوشه های خیمه شلوغ است. امام (ع) با دیدن من ، مرا نزد خود خواند و پرسید : آیا تو از آل اعینی؟ عرض کردم آری من بکیر بن اعین هستم. حضرت حال حمران برادرم را از من پرسید که جواب دادم : حمران به حج مشرف نشده و به شما سلام رساند. امام (ع) هم پاسخ سلام را با عبارت " علیک و علیه السلام" داد[15].

ج) مسجد

مسجد النبی(ص) یکی از مراکزی بود که مردم از حضرت امام صادق(ع) استفاده می کردند. سعید بن ابی الخضیب گفته : من و ابن ابی لیلی به مدینه رفتیم. وقتی در مسجد النبی بودیم ، که جعفر بن محمد وارد شد. من نزد او رفتم ، من و ابن ابی لیلی نزدش رفتیم. حضرت از احوال من و خانواده ام پرسید ، آنگاه از ابن ابی لیلی پرسید که من او را معرفی کردم[16].

 



[1] . محمد بن یعقوب کلینی ؛ الکافی ، ج1 ، ص59

[2] . ر.ک : محمد بن یعقول کلینی ؛ الکافی.

[3] . به کتب مذبور مراجعه شود.

[4] . احمد بن علی نجاشی ؛ رجال ، ص40

[5] . ر. ک : کافی و وسائل .

[6] . احمد بن علی طبرسی ؛ الاحتجاج ، ج2 ، ص331

[7] . همان ، ص333

[8] . همان ، ص334

[9] . همان ، ص336

[10] . همان ، ص352

[11] . همان ، ص360

[12]. محمد بن حسن طوسی ؛ اختیار معرفه الرجال ، ص163

[13] . محمد بن یعقوب کلینی ؛ الکافی ، ج2 ، ص637

[14] . محمد بن حسن بن فروخ صفار ؛ بصائر الدرجات ، ص334

[15] . محمد بن حسن طوسی ؛ اختیار معرفه الرجال ، ص179

[16] . احمد بن علی طبرسی ؛ الاحتجاج ، ج2 ، ص353




طبقه بندی: تاریخی ، 

تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1392 | 12:59 ق.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.