تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - چرا شیعه موفق شد اما اهل تسنن موفق نشد؟

چرا شیعه موفق شد اما اهل سنت موفق نشد

سه  چهار قرن گذشته ، قرن استعمار گران است. استعمار گران از قرن هفدهم میلادی , دوازدهم هجری شروع به سلطه جویی در جهان با شعار مدنیت و آبادانی کردند. آن ها زیر شعار استعمار و آبادانی در پی همان کاری بودند که کشورگشایان و چپاولگران در گذشته بدون نقاب، به قصد کشورگشایی به ملت ها و سرزمین های دیگر حمله می کردند.

استعمارگران غربی که بسیار زیرک بودند، با این شعار می خواستند نه تنها مردم سرزمین های دیگر در مقابل آن ها نایستند بلکه از آنان استقبال کرده و با احترام آن ها را در کشور و سرزمین خود پذیرا باشند.

شعار خوب و جذاب تنها شگرد استعمار گران برای تحت سلطه کشیدن ملت ها نبود . آنان برای اینکه سلطه خود را در کشورهای دیگر بصورت همیشگی تضمین کنند، از سیاست" سلطه بیانداز و حکومت کن" نیز استفاده می کردند. این سیاست برای استعمار گران حد اقل دو فایده را در بر داشت:

1.  اینکه آن ها هیچوقت علیه استعمارگران متحد نمی شدند تا آن ها را بیرون کنند ؛

2.  علاوه بر آن ، افراد و اقوام تحت سلطه برای پیروزی بر دشمن داخلی، به سلطه گران نزدیک می شوند و از آن ها برای پیروزی بر دشمن داخلی خود کمک می گیرند و به این واسطه بیش از پیش به آن ها وابسته می شوند.

استعمار پیر انگلیس که از همه استعمارگران، ماهر تر و زیرک تر بود و بیشتر مستعمراتش در ممالک اسلامی بود، دریافت بهترین و ماندگار ترین وسیله اختلاف که ملت مسلمان را به جان هم می اندازد، اختلاف مذهبی و دینی است. از این رو به فکر افتاد تا مذهب جدیدی را در عالم اسلام ایجاد کند. انگلیس به جاسوسان خود مأموریت داد تا بهترین شخص  مناسب ترین آن ها را از میان علمای اسلامی برای این هدف پیدا کنند.

یکی از جاسوسان انگلیس شخصی با نام مستعار مستر همفر بود. وی محل مأموریتش بلاد تحت سلطه عثمانی بود، در بصره با محمد بن عبد الوهاب آشنا شد.

محمد بن عبد الوهاب که تحت تأثیر ابن تیمیه بود و کتابهای او را خوانده بود، زیارت ، شفاعت خواستن ، توسل و تبرک و ... شرک می دانست. او بعد از انجام حج به وطن خود نجد رفت و آنگاه از نجد به عراق رفت تا بعد به شام برود ؛ اما مدتی در بصره ماندگار شد. و این ماندن آغار آشنایى او با مستر همفر انگلیسى كه جاسوس انگلستان در ممالك اسلامى بود گردید مستر همفر كه جاسوسى ماهر و تربیت شده بود به زبانهاى عربى و تركى و فارسى كاملًا مسلط بود و در طى چند سالى كه در تركیه زندگى كرده بود راجع به اسلام اطلاعات جامعى را جمع آورى نموده بود.

مستر همفر خود درباره این آشنایى در كتابى جنجالى خاطراتش چنین نگاشت:

من گمشده اى را كه در جستجویش بودم در محمد بن عبدالوهاب یافتم چرا كه آزاد اندیشى و غرور و نفرت او از بزرگان زمانه و آراء مستقلش از امامان چهارگانه اهل تسنن از برجسته ترین نقاظ ضعف او بود كه من بدان وسیله مى توانستم در او نفوذ كنم و بر او چیره شوم من با او ارتباط خیلى عمیقى بر قرار كرده بودم و همیشه غرورش را پرورش مى دادم و باد دماغش را زیاد مى كردم و به او تلقین مى كردم كه تو از على و عمر شایسته ترى و اگر پیامبر حاضر بود تو را خلیفه خود مى كرد.

بدین ترتیب مستر همفر که دید محمد بن عبد الوهاب، همکیشان خود را تکفیر می کند و آن ها را مشرک می خواند، با توجه به بلند پروازی هایش و اینکه اسم او همنام پیامبر اسلام است، او را مناسب ترین شخص برای اجرای پروژه اختلاف افکنی استعمار انگلیس یافت. از آن به بعد بود که انگلیس او را حمایت کرد و او را با یکی از حکام جزیره العرب بنام محمد بن سعود آشنا ساخت تا هردو بدست هم بتوانند مذهب وهابیت را در جهان اسلام گسترش دهند.

استعمارگران که باهم در هر زمینه ای رقابت داشتند، در این زمینه نیز رقابت کردند. استعمار روسیه تزاری وقتی دید استعمار انگلیس با ایجاد فرقه وهابیت موفقیت هایی بدست آورده ، او نیز هوس کرد تا یک فرقه و مذهب در جهان اسلام ایجاد کند. انگلیس بیشتر سروکارش بیشتر با امپراطوری عثمانی بود، در جهان اهل تسنن دنبال فرد مورد نظر بود و استعمار روسیه تزاری چون سرو کارش بیشتر با امپراطوری صفوی وبعد سلسله قاجاریه در ایران بود که آذربایجان , ارمنستان و گرجستان را تحت سیطره داشت، و از طرفی می خواست به آبهای گرم خلیج فارس دست پیدا کند، تصمیم گرفت در جهان تشیع دنبال فرد مورد نظر بگردد.

جاسوس روسیه تزاری ، کنیاز دالگورکی به نجف اشرف رفت و با محمد علی باب آشنا شد و او را فردی مناسب برای اهداف روسیه تزاری یافت ؛ زیرا او هم مانند محمد بن عبد الوهاب بلند پرواز و کم سواد بود و می شد آنچه مورد نظر استعمار بود به خوردش داد و از طرفی اسمش هم محمد بود و هم علی که در  جهان اسلام و تشیع محبوبیت دارند.

محمد علی با القائات کنیازدالگورکی خودش را باب صاحب الزمان خواند و دعوت خود را شروع کرد و با کمکهایی که از سوی روسیه تزاری می شد، پیروانی پیدا کرد ؛ محمد علی باب از سوی امیرکبیر که مردی هوشیار بود و با استعمارگران مبارزه می کرد، دستگیر شد و اعدام گردید. اما استعمار روسیه بیکار ننشست و بهاء الله را علم کرد و او را جانشین او ساخت. بسیاری از پیروان محمد علی باب جذب او شدند و بهاء الله هرروز ادعاهایش را بیشتر می کرد. او ابتدا مانند محمد علی باب , خودش را باب امام زمان معرفی می کرد ؛ اما کم کم خودش را پیامبر و آنگاه خدا خواند. بابیت و بهائیت هم مانند وهابیت مسلمانان غیر بهائی را تکفیر می کردند و کشتن شان را جایز می دانند.

وقتی روسیه تزاری بوسیله لنین و کمونیست ها برچیده شد، مدتی بهائیت بی سرپرست و حامی ماند تا اینکه انگلیس حمایت از آن را برعهده گرفت.

بهائیت با وهابیت شباهتهایی هم باهم دارند. مهم ترین شباهت آن ها پیوندی است که با اسرائیل دارند. هم وهابیت و هم بهائیت با اسرائیل پیوند دارد و با آن دوست است. بهائیت که اصلا مرکز شان در اسرائیل است و وهابیت هم از زمان پیدایش اسرائیل با آن رابطه خوب و دوستانه داشته است. ملک عبد العزیز یهودیان را برادر خود خواند و ارتباطاتی هم با هرتزل بنیانگذار اسرائیل داشت و اکنون نیز آل سعود با اسرائیل بصورت مخفیانه رابطه دارند و عربستان سعودی در جهان اسلام در جهت منافع اسرائیل حرکت می کند.

ملک عبد الله چندسال پیش تلاشهای زیادی کرد تا مقدمات شناسایی اسرائیل را در جهان عرب هموار کند. دشمنی سرسختانه وهابیت با شیعه نیز مهم ترین دلیلش بخاطر اسرائیل است. بی جهت نیست که گروه های متعدد وهابی که هزاران عملیات انتحاری و انفجاری علیه مسلمانان و مخصوصا شیعه در جای جای جهان اسلام انجام داده ، حتی یک عملیات علیه اسرائیل انجام نداده اند و در عوض در سوریه  مجاهدان! وهابی وقتی مجروح می شوند، در تلابیب و حیفا و بیمارستان های اسرائیل درمان میشوند؟!

اما چرا وهابیت این همه توفیق پیدا کرد و بهائیت توفیق چندانی نیافت؟ دو دلیل عمده دارد:

1.  همچنان که گفته شد, انگلیس محمد بن عبد الوهاب را با محمد بن سعود آشنا کرد و این دو با هم متحد شدند و باهم پیمان بستند تا از هم دیگر حمایت کنند. طبق این پیمان قرار شد مناصب سیاسی در خاندان آل سعود باشد و مناصب دینی در اختیار آل محمد بن عبد الوهاب که امروز آل الشیخ نامیده می شود.

2.  کشف نفت بسیار در سرزمین تحت سلطه وهابیت. تا زمانی که نفت کشف نشده بود, وهابیت در سرزمین حجاز باقی مانده بود و از آن فرا تر نرفته بود ؛ اما با نفت و گاز سرشار امروز وهابیت به شدت گسترش یافته است. ولی بهائیت از هردوی این امتیاز محروم ماند, به همین دلیل توفیق چندانی هم نیافت با اینکه علمای تشیع همان مقدار با بهائیت مبارزه کردند که علمای اهل تسنن با وهابیت مبارزه کردند.




طبقه بندی: عمومی، 
برچسب ها: شیعه، اهل سنت، وهابیت، اهل تسنن، محمد بن عبد الوهاب، محمد علی باب، بهائیت،  

تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 | 07:16 ب.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.