تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - بررسی تاریخی خمس در عصر حضور ائمه(ع) (قسمت1)

بررسی تاریخی وضعیت خمس در عصر حضور ائمه

بررسی تاریخ خمس در عصر امامان شیعه‰

محمدجواد یاوری سرتختی

حجت­الاسلام دکتر محمدرضا جباری

چکیده

از جمله تکالیف شرعی که خداوند در قرآن­کریم بر مسلمانان واجب کرده خمس است. برپایه دیدگاه اهل سنت، مصداق خمس در آیه 41 سوره انفال تنها غنایم جنگی است. نیز برخی معتقدند که خمس در عصر حضور ائمه­اطهار برای برخی شیعیان حلال بوده و در عصر غیبت لازم به پرداخت آن نیست. اما برپایه دیدگاه مکتب ائمه­اطهار‰، تنها مصداق خمس غنایم جنگی نبوده و شامل تمامی منافع است و باتوجه به اهمیت جایگاه خمس، رسول­خدا… و امامان معصوم‰ علاوه بر تبیین مصادیق خمس، برای برپایی این امر اهتمام ورزیده باشند. طبق این دیدگاه، روایات مقطعی دال بر حلیت خمس از سوی امامان شیعه نیز به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قابل تحلیل است. و در عصر غیبت وجوب پرداخت خمس باقی است. بنابراین، در این پژوهش تلاش بر آن است تا با بررسی تاریخی تاریخ خمس در عصر حضور، بصورت توصیفی و تحلیلی به شبهات تاریخی این موضوع و دیدگاه اهل سنت پاسخ داده شود.

کلیدواژگان: خمس در قرآن، تاریخ خمس، معصومان، تشیع.

پیشینه تاریخی بحث از خمس

در عصر حضور ائمه‰ و آغاز غیبت کتابهای فقهی زیادی از سوی شیعیان به­نگارش درآمده که یا بطور مستقیم عنوان خمس داشتند و یا در آن بحث خمس مطرح گردیده است. الحسن­بن­سعید­بن­حماد­بن­مهران،[1] علی­بن­مهزیار اهوازی،[2] علی­بن­حسن فَضّال،[3] محمدبن­عیسی­بن­عبید،[4] محمدبن­اورَمه(اوربمه)قمی،[5] الحسین­بن­سعیدبن­حماد،[6] محمدبن­الحسن­بن­فروخ صفار،[7] احمدبن­محمدبن­دول­قمی،[8] حمیدبن­زیادبن­حماد،[9] محمدبن­أحمدبن­الجنید الإسكافی،[10] محمد بن علی بن الحسین بن موسى بن بابویه القمی،[11] از جمله کسانی هستند که کتاب­های مستقلی در خمس نگاشته­اند.

در عصر غیبت­کبرا نیز عالمان شیعه بابی از کتابهای فقهی را به غنایم و یا خمس اختصاص داده­اند. چنانکه علی­بن­بابویه قمی در کتاب فقه منسوب به امام ­الرضا† بحث خمس را مطرح کرده است.[12] شیخ صدوق در المقنع[13] و الهدایه[14] باب مستقلی بنام خمس دارد. شیخ مفید نیز بطور مستقل باب خمس و غنایم را در کتاب المقنعه مطرح کرده است.[15] هم­چنین سیدمرتضی در کتاب الانتصار بابی با عنوان ما یجب فیه الخمس وكیفیة قسمته[16] و در رسائل بابی در احکام خمس دارد.[17]

در دوران معاصر نیز آثار زیادی در زمینه بررسی مسأله فقهی خمس از سوی علمای شیعه و محققان نگاشته شده است؛ اما بیشتر مباحث مطرح شده در آنها بررسی روایی-فقهی در زمینه مصادیق، مستحقین خمس و نحوه محاسبه خمس است. آنان تنها در مقدمه کتاب خویش بحث مختصری پیرامون اخذ خمس از سوی رسول­خدا… و اهتمام ائمه‰ به طرح وجوب خمس را مطرح کرده­اند. تنها کتابی که مقداری مفصل، تاریخ خمس در دروان نبوی… و برخی گزارش­های پرداخت وجوهات از سوی شیعیان به ائمه‰ را مطرح کرده، کتاب الخمس اثر آیه­الله حسین نوری­همدانی است. کتاب دیگری که مختصری از تاریخ خمس در عصر رسول­خدا… به خود اختصاص داده کتاب خمس اثر سیدحسن امامی است. این کتاب نیز بیشتر مطالب آن در پی اثبات وجوب خمس در منافع و پاسخ به شبهات اهل سنت است.

1- قبل از اسلام

براساس شواهد تاریخی، قبل از اسلام، اعراب غنایم را یکجا جمع می­کردند و رئیس قبیله سهم ویژه خود را که یک چهارم کل غنایم بود برمی­داشت که در زبان عربی به آن مِرباع می­گفتند.[18] چنانکه ابن­هشام در داستان وَفد عَدى­بن­حاتم مى‏نویسد: «عَدی مى‏گفت: من مردی محترم و نصرانى بودم و از ربع غنایم ارتزاق مى‏كردم. بر رسول­الله… وارد شدم، فرمود: اى عَدى­بن‏حاتم، مگر تو رَكُوسى(فرقه‏اى از مسیحیت) نبودى؟ گفتم: بله، فرمود: مگر از ربع غنایم استفاده نمى‏كردى؟ گفتم: بله، حضرت فرمود: پس همانا در دینت براى تو حلال نبوده است؟ گفتم: آرى به خدا سوگند.»[19] نیز در گزارشی ابن­اثیر نقل می­کند: «علی­بن­حاتم می­گفت: ما در جاهلیت ربع می­گرفتیم و اسلام آن را خمس قرار داد.»[20] لذا در جاهلیت از کسانی همانند اشعث­بن­قیس کندی بعنوان صاحب مِرباع حَضرِمَوت[21] و حُجربن یزید[22] صاحب مِرباع بنی هند یاد شده است.

          یکی دیگر از غنایم اعراب جاهلی "صفایا"(بهترین از هر چیزی) است. اگر در بین غنایم، کالای برگزیده­ای وجود داشت، آن نیز متعلق به رئیس قبیله بود.[23] طبرسى در مجمع البیان از كلبى نقل مى‏كند كه رؤساى مسلمانان به رسول­الله… گفتند: «اى رسول خدا…، چنان كه در جاهلیت ما عمل مى‏كردیم، شما هم یك چهارم این غنائم و آنچه را كه انتخاب مى‏كنى بردار و بقیه را براى ما بگذار و آن گاه این شعر را خوانند: یك چهارم غنائم و برگزیده‏ها مال تو است و دستور از آن شما است و "نشیطه"(اموالى كه بدون جنگ به غنیمت گرفته شده است) و اموال اضافه آمده مالِ شما است.»[24] از دیگر غنایم اعراب جاهلی، حُکمُکَ(هر آنچه از غنایم که فرمانده به آن نیاز داشت) و فُضُول(هر چیزی که زیاد می­آمد و قابل تقسیم نبود متعلق به رئیس بود) بود.[25]

          طبق روایتی از امام صادق† یکی ار رفتارهای حنفا قبل از اسلام توجه به خمس بود. چنانکه ایشان می­فرماید: «اول کسی خمس مال را اخراج کرد ابراهیم† بود.»[26] در اخبار دیگری یک پنجم از گنج یافته شده در اختیار رئیس قبیله بود و آن را صدقه می­داد. چنانکه در روایتی امام صادق† نقل می­کند که رسول­خدا… در وصیتش به امام علی† فرمود: «ای علی†، عبدالمطلب پیش از اسلام پنج قانون را بنیان نهاد که خدا آن را در اسلام جاری ساخت. وی گنجی که پیدا می­کرد خمس آن را صدقه می­داد.»[27] علامه مجلسی در توضیح این روایت می­نویسد: «شاید انجام این امر به الهام الهی به وی بوده و یا خمس در زمان ابراهیم† بوده و قریش اجزای آن را ترک گفته بود لذا اسلام آن را نسخ نکرد.»[28] مؤید این سخن گزارش ارشاد القلوب از داستانی درباره اصحاب کهف است که در آن گفته شده عیسى† دستور داده از گنج، خمس آن را بگیریم.[29]

2- بعد از اسلام

1-2- عصر رسول­خدا…

الف. خمس غنایم در نبردها

بعد از ظهور اسلام اگر مسلمانان سرزمینی را فتح کردند و یا با مشرکان جنگیدند[30] و یا در موارد غیر جنگ، باید خمس آن را جدا و به رسول­خدا… پرداخت کنند. به­نظر می­رسد، نخستین غنیمت جنگی که از آن سهم حاکم به رسول­خدا… داده شد، همان غنایمی بود که در جریان جیش عبدالله­بن­جحش درمنطقه نَخله بدست آمد. در این درگیری، کِشمش، پوست و دیگر کالاهای تجاری به غنیمت مسلمانان درآمد و آن را به مدینه آوردند. عبدالله با یاران خویش گفت كه یك­پنجم غنیمت شما از آن رسول­خدا… است و این پیش از آن بود كه خمس تشریع گردد. سپس خمس غنایم را براى ایشان جدا كرد و باقیمانده را میان یاران خود تقسیم كرد.[31]

ب. بخش­نامه برای گرفتن خمس

خمس بعنوان یک قانون الهی توسط رسول­خدا… بعنوان حاکم الهی، مورد اهتمام قرار گرفت و فرماندهان جنگ پیش از تقسیم غنایم، خمس اموال را جدا می­کردند. با گسترش اسلام، رسول­خدا… در جهت آموزش و اجرای قوانین الهی، با ارسال سفیران و یا نامه به آموزش و اجرای احکام و اخذ خمس اهتمام بیشتری ورزید. چنانکه در صحیح بخاری و مسلم آمده است: «نمایندگان قبیله عبدالقیس به رسول­خدا… گفتند: بین ما و شما، مشرکینﹺ قبیله مُضَر قرار دارند و ما به­جز ماههای حرام نمی­توانیم به خدمت شما برسیم؛ پس مطالبی بفرمائید که با عمل به آن، داخل در بهشت گردیم. رسول­خدا… فرمود: چهار چیز را به شما امر و چهار چیز را نهی می­کنم، امر می­کنم شما را در ایمان به خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات و این که خمس غنیمت را بپردازید.»[32]

ج. خمس اموال غیر غنیمت

گاهى رسول­خدا… به مردم توصیه مى‏كردند كه خمس اموالشان از غیر غنایم را بپردازند، چنان­که ایشان به ابوذر و سلمان و مقداد مى‏فرمود: «بیرون كردن خمس از هرچه كه مردم آن را مالك مى‏شوند نیز واجب است، تا آنكه آن را بدست سرپرست مومنین و زمامدارشان برسانند.»[33] هم­چنین اگر کسی گنجی بدست می­آورد، نزد رسول­خدا… می­آمد تا خمس آن را اخراج کند. این سیره در عصر خلفا نیز ادامه یافت؛ چنانکه عُمر معدن را بمنزله رِکاز(گنج) در خمس قرار داد.[34] و ملاک آن یافتن گنج در مخروبه جاهلی و یا منطقه غیر مسکونی بود.[35]

2-2- عصر ائمه اطهار‰

بعد از رحلت رسول­خدا… وضعیت مالی مردم هم­چنان مساعد نبود تا بتوانند به پرداخت خمسِ ارباح مکاسب اهتمام ورزند. از سویی دیگر، خلفا نیز در گرفتن این نوع از خمس کوتاهی می­کردند.[36] خاندان بنی­هاشم نیز در وضعیت مالی خوبی بسر نمی­بردند. مؤید این سخن، سخنان عمر است که می­گفت: «اگر خمس عراق دریافت گردد، مشکل ازدواج و خدمت­گزاری هاشمیان از میان می­رود.»[37]

          با روی­کارآمدن خلفا و کشورگشایی آنان، غنایم جنگی بیشتری بدست آمد. براساس آیه 41 سوره انفال، سهم خمس باید به صاحبان آنان پرداخت می­گردید. اما باتوجه به جایگاه خمس در مشروعیت بخشی به ولایت ائمه­اطهار‰، خلفا نگاه متفاوتی به خمس پیدا کردند. طبق گزارش منابع تاریخی و روایی، اول کسی که پرداخت خمس به ذوی­القربی را منع کرد، ابوبکر بود؛[38] چنانکه ابن­ابی­الحدید می­نویسد: «ابوبکر هنگام توزیع سهام خمس، حضرت زهراƒ و بنی­هاشم را از دریافت سهم ذوی­القربی بازداشت.»[39] بعد، عمر آن را تشدید کرد.[40] زمانی از امام باقر† درباره خمس سؤال گردید: فرمودند: «خمس برای ما است اما از آن منع گردیدیم.»[41] و یا امام کاظم† در مناظره با هارون می­فرمایند: «و اما ما از دریافت سهم غنایم و خمس منع شدیم.»[42] اما بعد از روی­کارآمدن امام علی†، روند توجه به خمس متفاوت با رفتار خلفا گردید.

1-2-2- عصر خلافت امام علی†

از ظاهر برخی گزارش­های تاریخی بدست می­آید که خمس بعنوان یک امر فقهی و شرعی در دوران حکومت امیرالمؤمنین †همانند عصر نبوی اخذ شده و نسبت به کسانی که آن را سبک شمرده مؤاخذه کرده[43] و به گرفتن آن اهتمام ورزیده­اند؛ چنانکه در تأیید این مطلب ابویوسف در کتاب الخراج می­نویسد: «امام علی† خمس را همانند خلفا تقسیم کرد.»[44] نیز زمانی از امام باقر† درباره رأی امام علی† در باب خمس سؤال گردید، فرمودند: «نظر ایشان در خمس نظر اهل بیت‰ بود؛ اما ایشان به علت اعتراض مردم، بیم داشت با نظر خلفا مخالفت کند.»[45] بنابراین باتوجه به فضای فکری و سیاسی جامعه، امام مصلحت را در این دیده است که نحوه و سهم تقسیم را تغییر ندهد.

امیرالمؤمنین† خمس گنج و معدن را از مسلمانان اخذ می­کردند. چنانکه ابوعبیده در کتاب الاموال می­نویسد: «علی† معدن را رِکاز(گنج) نامید و حکم گنج را بر آن اجرا کرد و از آن خمس گرفت.»[46] نیز کسی معدنی را به صد گوسفند فروخته بود، امام علی† از فروشنده خمس معدن را گرفت.[47] هم­چنین امام علی† در عراق مردی را که هزار و پانصد درهم گنج پیدا کرده بود امر کرد اگر آن را در روستای غیر آباد پیدا کرده خمس آن را بپردازد.[48] و در گزارش بیهقی آمده است: «مردی در حوالی محله­های قدیمی کوفه یک ظرف حاوی چهارصد درهم را پیدا کرد. امام علی† به آن شخص فرمود: آن را به پنج سهم تقسیم کن. سپس امام سهم خود را برداشت و چهار سهم آن را برگرداند. بعد فرمود: در همسایگی شما فقرا هستند؟ گفت آری. امام فرمود: این سهم را هم بگیر و میان آنان تقسیم کن.»[49]

از دیگر شواهد پرداخت خمس، روایت امام صادق† است که می­فرمایند: «مردی نزد امام علی† آمد و گفت: من ثروت جمع می­کنم؛ اما کوتاهی می­کنم که از راه حلال است یا از راه حرام. اکنون می­خواهم توبه کنم؛ اما حلال و حرام آن را نمی­دانم؛ زیرا بهم آمیخته است. امام فرمود: خمس مال را پرداخت کن. چراکه خداوند به یک­پنجم اموال رضایت داده و مابقی اموال برای شما حلال است.»[50] و در گزارش شیخ صدوق، امام به وی فرمود: «خمس مال را بده و وی خمس را پرداخت کرد.»[51]

در عصر امام علی† باتوجه به مشکلات مالی شیعیان، گاهی تصمیم می­گرفتند سهم خود از خمس را که دریافت کرده بودن به فقرا تقدیم کنند.[52] و یا گاهی با تأکید بر پرداخت خمس و بیان نقش عدم پرداخت آن در نابودی سرنوشت انسان، بخاطر کوتاهی برخی در انجام عمل شرعی، علاوه بر مؤاخذه آنان، آن را بخشیدند؛ چنانکه در روایتی، از امام باقر† نقل شده که فرموند: «امام علی† می­فرمود: مردم بخاطر شکم­ها و هم­خوابه­های خود نابود می­شوند؛ زیرا آنان سهم ما را نپرداخته­اند، آری ما شیعیان خود و پدران آنان را از این جهت حلال کردیم.»[53]




تاریخ : شنبه 31 مرداد 1394 | 12:00 ب.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.