تبلیغات
شیعه چه می گوید ؟ - بررسی تاریخی خمس در عصر حضور ائمه(ع)(قسمت 2)


2-2-2- عصر امام حسن†، امام حسین† و امام سجاد†

در دوران امام­حسن†، بنی­امیه روی کار آمده و تلاش کردند تا حق و حقوق شیعیان، سادات علوی و امامان شیعه را نفی کنند و سهم ائمه اطهار‰ پرداخت نگردد؛ زیرا موجب مشروعیت بخشی به آنان می­گردید. بنابراین خمس در این دوره توسط بنی­امیه نادیده گرفته شد. هم­چنین باتوجه به وضعیت مالی و فشار سیاسی بر شیعیان، امکان پرداخت خمس از سوی شیعیان به حداقل رسید و اگر کسی هم به پرداخت آن اهتمام داشته در تاریخ ثبت نشده است.

          در عصر امام حسین† و امام سجاد† هیچ گزارشی درباره پرداخت خمس و یا حلیت آن وجود ندارد. تنها گزارش موجود، حمله سپاه امام حسین† به کاروان هدایای ارسالی از "یمن" برای یزید است. به نقل ابی‏مِخْنَف در این منزل امام حسین† با قافله‌ای مواجه شد كه از جانب حاكم یمن، بُحَیْر بن‌رِیسان حِمْیَری به دربار یزید در حرکت بود. آن کاروان حامل وَرْس و لباس‌های جدید [و زیبا] بود که برای یزید برده می‌شد. امام حسین† آن كاروان را [به نفع نهضت] تصاحب نمود، سپس آنهایی که [از همان جا] امام را رها کردند، حسابشان مشخص شد و امام کرایه‌اشان را به طور کامل پرداخت نمود؛ امّا به آنهایی که او را همراهی كردند، علاوه بر كرایة معمولیشان، خلعتی (جامه‌ای) نیز عطا فرمود.[54] در این گزارش بطور صریح از خارج کردن خمس غنیمت سخن به میان نیامده است اما بنظر می­رسد باتوجه به غنیمتی بودن این کالاها، امام بر اساس اجرای حکم شرعی،خمس آن را خارج کرده باشند.

3-2-2- عصر امام باقر†

با انتقال قدرت سیاسی از بنی­مروان به بنی­عباس و تلاش روز افزون ائمه‰ در عرصه سیاسی، اجتماعی و عقیدتی و گسترش تشیع، این دوره متفاوت با عصر امامان قبلی بود. ابن­سعد در طبقات می­نویسد: «امام باقر† فرمود: از زمان معاویه تا به امروز خمسی در میان ما تقسیم نگردید.»[55] در گزارش کشف­الغمه آمده است: «عمربن­عبدالعزیز هفتاد خروار زر سرخ و سفید از مال خمس به ایشان داد و همچنین آنچه حق بنى­فاطمه و بنى­هاشم بود كه در زمان ابوبكر، عمر، عثمان، معاویه، یزید و عبدالملك حیازت كرده و به ایشان نرسانیده بودند به ایشان بازگردانید، و بنى­هاشم در آن سالها غنى شدند و احوال ایشان خوب گردید.»[56]

امام باقر† درباه فراموشی این حکم، خطاب به نجیّه فرمودند: «برای ما در کتاب خدا خمس، انفال و اموال برگزیده قرار داده شده است؛ اما در حق ما ظلم شده و آن را پرداخت نمی­کنند.»[57] نیز ایشان شیعیان را به پرداخت خمس و اهمیت آن توجه داده و در این­باره فرمودند: «ما نزدیکان رسول­خدا… هستیم و خمس سهم ما است. هر کس مالی که خمس به آن تعلق می­گیرد در دست دارد، مالک آن خمس نیست؛ بلکه از آن خاندان رسول­خدا… است و وظیفه دارد آن را به امام خویش برساند.»[58] نیز فرمودند: «غنیمتى كه مسلمانان در جنگ با كفار براى مسلمان شدن آنان بدست مى‏آورند، خمسش از آن ماست و براى هیچ كس روا نیست كه از مال خمس چیزى بخرد، مگر آنكه حق ما را به­ما برساند.»[59]

امام باقر† در تبیین مسائل مالی شیعیان، خرید مال از پولی که خمس آن داده نشده را برای شیعیان جایز نمی­دانست؛[60] و بر اهمیت پرداخت خمس بعنوان یک عمل فقهی برای تزکیه مال و نفس، شیعان تأکید و آنان را نسبت به آن ترغیب می­کردند؛ لذا آنان تلاش می­کردند تا با پرسش و پیگیری از مباحث خمس به تکالیف شرعی خویش عمل کنند. چنانکه محمدبن­مسلم از ایشان درباره نمک­زار پرسیدند، فرمودند: «نمک­زار چیست؟ گفتم: زمینی شوره­زار نمکی است که در آن آب می­بندند تا نمک گردد. امام فرمود: در این معدن خمس است. پس گفتم در گوگرد و نفت که از زمین بیرون می­آید؟ فرمودند: در این و مانند اینها خمس وجود دارد.»[61] نیز حَکم­بن­علبای اسدی می­گوید: «نزد امام باقر† رفتم و به ایشان گفتم: من کارگزار بحرین شدم و دارایی بسیاری کسب کردم و کشت­زار فراوان، کالاها، غلامان، کنیزان و زنانی که برایم فرزند بیاورند، خریداری کردم و هزینه آنان را می­دهم و این هم خمس این دارایی­ها و این کنیزان، زنان و مادر فرزندانم شده­اند که نزد شما آورده­ام. امام فرمود: بله همه اینها برای ما است و هر چه آورده­ای از تو می­پذیرم و زنان و مادر فرزندانتان و برخی هزینه­ها را بر تو حلال کردم. من و پدرم بهشت را برای تو تضمین کرده­ایم.»[62]

ابن­ابى­نصر می­گوید: به امام باقر† نوشتم: خمس را پیش از مخارج بدهم یا بعد از مخارج؟ امام† در پاسخ نوشتند: بعد از مخارج.[63] نیز شخصی از امام باقر† درباره معادن طلا، نقره، آهن، قلع(سرب) و مس سؤال پرسید. فرمود: «خمس به اینها تعلق می­گیرد.»[64] و در خبر دیگری از ایشان درباره معادن پرسیدند فرمود: «در هر چه که گنج باشد خمس قرار دارد.»[65]

4-2-2- عصر امام صادق†

امام صادق† همانند پدر خویش، شیعیان را به پرداخت خمس سفارش می­کردند و در این­باره فرمودند: «همانطور که رسول­خدا… خمس می­گرفت، امام† هم خمس می­گیرد.»[66] «بزرگترین گناه انکار حق ما اهل­بیت‰ است.»[67] در گزارش دیگری آمده است، شیعیان خراج مالشان را به امام صادق† می­رساندند؛ و منصور عباسی امام† را متهم کرد که از پیروان خود خراج می­گیرد؛ اما امام†(برای حفظ جان خود و شیعیان) این موضوع را تکذیب کرد.[68]

از جمله نکات مورد توجه امام تذکر به پرداخت خمس درآمد بود و در باب اهمیت پرداخت آن فرمودند: «هر کس غنیمت و کسبی دارد باید خمس آن را بپردازد؛ حتی خیاطی که لباسی را به پنج دانق(واحد سنجش پول یونان) بدوزد باید یک دانق خمس بپردازد.»[69] نیز در اهمیت اخذ آن برای تطهیر روح شیعیان فرمودند: «من حتی یک درهم را از همه شما می­گیرم. در حالی كه از نظر مالی، ثروتمندترین مردم مدینه هستم. تنها مقصودم از این کار، پاكیزه کردن شما است.»[70]

امام صادق† باتوجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به وجود آمده برای شیعیان، برخی موارد متعلِق خمس را برای آنان معرفی می­کردند. چنانکه فرمودند: «گرفتن اموال ناصبی­ها و پرداخت خمس آن جایز است؛»[71] زیرا آنان دشمنان رسول­خدا… محسوب می­شوند. هم­چنین فرمودند: «آنچه سلطان ظالم به شیعیان پرداخت می­کند باید خمس آن پرداخت گردد.»[72] نیز خمس عنبر و غواصی برای مروارید را باید پرداخت کنند.[73] و به معادن و گنج نیز خمس تعلق می­گیرد.[74] ایشان در پاسخ به سؤال شخصی درباه آیه خمس، فرمودند: «خمس به فایده هر روز تعلق می­گیرد.»[75] هم­چنین ایشان در نامه­ای خطاب به شیعیان، پرداخت خمس طلا و نقره را که یک سال از آن گذشته باشد واجب دانسته­اند.[76]

شیعیان در اهتمام به پرداخت سهم امام، امور مالی خود را یا مستقیم و یا غیر مستقیم از طریق وکلایی چون معلی­بن­خنیس[77] به امام† می­رساندند. در گزارشی عمربن­یزید می­گوید: «ابی­سیّار مسمع­بن­عبدالملک را در مدینه دیدار كردم، در آن سال وجهى براى امام صادق† آورده بود و آن حضرت به او پس داده بود، به او گفتم: چرا امام صادق† وجهى را كه برایش آورده بودى به تو پس داد؟ در جواب گفت: من وقتى آن وجه را خدمت امام دادم به ایشان گزارش دادم كه من متصدى‏ غوص (مرواریدگیرى) از دریاى بحرین شدم و چهارصدهزار درهم بدست آوردم و خمس آن را كه هشتاد هزار درهم است براى شما آوردم و نخواستم آن را كه مال شما است نگهدارم، این حقى است كه خداوند براى شما در اموال ما مقرر داده است. امام فرمود: اى ابا سیار، ما آن را برای تو حلال كردیم. همین مال خود را با خود برگیر، هر آنچه از زمین در دست شیعیان ما است بر آنها حلال است تا قائم ما قیام كند.»[78] در گزارش دیگری خطاب به مردی از اصحاب که درباره غنایم سؤال کرد، فرمود: «خمس ما را پرداخت کند تا مال او پاک شود.»[79]

امام صادق† به سبب تأكید بر اخذ وجوه شرعى، از سوى برخى از زیدیه مورد هجمه قرار گرفتند. طبق‏ نقل ابن شهر آشوب، زیدبن­على­بن­الحسین† در خطاب به امام با این جمله كه: «اموال شرق و غرب را تصاحب كرده و در خانه‏ات نشسته‏اى!» اعتراض خود به اخذ وجوه شرعى توسط آن جناب را ابراز نمود.[80]

برخلاف روایاتی که تأکید بر پرداخت خمس از سوی شیعیان دارد، چند روایت وجود دارند که در آنها وجوب خمس برای برخی شیعیان برداشته شده است. و به عبارت دیگر امام خمس را از آنان اخذ نمی­کرد. چنانکه در گزارشی، مردی طناب و گهواره فروش نزد امام صادق† آمد و گفت: فدایت شوم، من کالاهایی دارم و تجارت می­کنم، سود می­برم و می­دانم برای شما حق مشخصی وجود دارد که ما در مورد آن کوتاهی می­کنم! امام در پاسخ فرمود: اگر امروزه(با شرایط فعلی) ما شما را به ادای این حقوق و پرداخت خمس این اموال مکلف کنیم، در حق شما انصاف به خرج نداده­ایم.[81] نیز در هنگام حضور ابی­سیّار مسمع­بن­عبدالملک برای پرداخت خمس، امام† آن را بر وی حلال کرد.[82]

روایت آخر اگرچه از حیث سند ضعیف و مرسل است؛ اما در صورت صحت، این دو روایت زندگی سخت و شرایط اقتصادی شیعیان، باعث گردیده است تا امام پرداخت خمس را از ایشان بردارد. چنانکه امام صادق† فرمودند: اگر امروزه(با شرایط فعلی) ما شما را به ادی این حقوق و پرداخت خمس این اموال مکلف کنیم، در حق شما انصاف به خرج نداده­ایم.[83] مؤید این سخن، روایتی است که در آن شخصی از امام صادق† درباره حلال بودن طعام خمس نداده خویش پرسید، فرمودند اگر محتاج به آن است برای وی حلال است.[84] و یا در گزارش دیگری آمده است: «دو نفر برای حلیت پرداخت سهم خدمت امام صادق† رسیدند. امام فرمود: ما را نرسد كه حلال كنیم یا حرام كنیم.»[85] بنابراین امام وجوب خمس را برنداشته­اند بلکه باتوجه به موقعیت افراد به حلیت خمس وی امر کرده­اند.

گاهی شیعیان اموال دیگران را خریداری کرده و برای اطمینان از این­که خمس بر آن واجب است از امام سؤال می­پرسیدند و ایشان حلیت این اموال را بیان می­کرند؛ چنانکه در گزارشی آمده است: «حارث­بن­مُغیره از امام صادق† پرسید: ما کالاهایی از قبیل غلاّت و کالاهای تجاری شبیه به این داریم، و می­دانیم که شما در آن سهمی دارید. امام فرمود: ما آن را بر شیعیان خود حلال نکردیم، مگر برای پاک بودن زاد و ولد آنان، و هر که ولایت پدرانم را پذیرفته باشد. پس آنچه از حق ما در دست ایشان است بر آنان حلال است.»[86]

امام صادق† گاهی به علت کوتاهی برخی در پرداخت خمس، به شدت از آنان انتقاد می­کرد؛ اما برای پاک کردن زاد و ولد آنان، خمس را بر آنان می­بخشیدند؛ چنانکه در روایتی امام خطاب به ضُرَیس کُناسی فرمود: «آیا می­دانید زنا از کجا بر مردم داخل شد؟ گفتم نمی­دانم. امام فرمود: از جانب خمس ما اهل­بیت‰ (كه نمی­پردازند)؛ مگر برای شیعیان پاک نهاد ما؛ پس برای زاد و ولدشان حلال شده است.»[87]

بنابراین باتوجه به فحوای این روایت و روایات دیگری که درباره حلیت مقطعی خمس برای برخی شیعیان وجود دارد،[88] بنظر می­رسد باتوجه به شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم علیه شیعیان[89] و عدم آگاهی کافی و یا سهل انگاری آنان در پرداخت خمس اموال، زمینه بروز مشکل شرعی در زمینه نکاح و معاملات را بوجود آورده است؛ لذا امام† آن را برایشان حلال کرده است.





طبقه بندی: عمومی، 

تاریخ : شنبه 31 مرداد 1394 | 12:04 ب.ظ | نویسنده : حقگو | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.